پس از سقوط مصدق و انعقاد قرارداد کنسرسیوم نفتی، درآمدهای ارزی افزایش یافته و سیاست‌های توسعه مالی و پولی برنامه‌ریزی شد که عواقب مهیبی را به دنبال داشت.

به گزارش خبرگزاری موج؛ پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ پس از سقوط مصدق و انعقاد قرارداد کنسرسیوم نفتی، درآمدهای ارزی افزایش یافته و سیاست‌های توسعه مالی و پولی برنامه‌ریزی شد که عواقب مهیبی را به دنبال داشت.
از سوی دیگر علیرغم اینکه برنامه تثبیت اقتصادی پیش از دوره علی امینی، نخست وزیر رژیم پهلوی آغاز شده بود، دولت امینی با کمبود بسیار زیاد، صندوق ارزی خالی، رکود اقتصادی و بیکاری مواجه شد. بر همین اساس امینی با صلاحدید اقتصاددانان بانک مرکزی و سازمان برنامه، بیشترین تمرکز خود را بر کسری بودجه و کمبود ارز قرار داد.
امینی پس از انتخاب به عنوان نخست وزیر طی سخنرانی در روز یکشنبه ۱۷اردیبهشت ۱۳۴۰ که از رادیو ایران پخش شد به بیان مطالبی در مورد بحران اقتصادی، مبارزه با فساد و جلوگیری از هرج و مرج در کشور پرداخت که وضعیت بحرانی اقتصاد ایران را در رژیم پهلوی نشان می‌دهد. وضعیتی که سفیر وقت آمریکا در ایران را نگران می‌کند و او را مجبور می‌کند تا در آخرین روزهای مأموریتش طی تلگرافی به واشنگتن بگوید: «تصور نمی‌کنیم که دولت کنونی در این شرایط آشفته دوام آورد.»
امینی در ۱۷ اردیبهشت‌ماه ۱۳۴۰ درباره بحران اقتصادی رژیم پهلوی گفت: «… ما با مشکلات بزرگ اقتصادی و مالی دست به گریبان هستیم. سرمایه‌های زیادی در این مدت به هدر رفته است. توزان بودجه به هم خورده، قوانین مالی را ندیده گرفته‌اند. ما مواجه با ترقی قیمت‌ها، بی‌پولی و فقر اقتصادی هستیم.
دستگاه‌های اقتصادی و مالی دولت دیگر رمقی ندارند. ما باید کوشش و همتمان را صرف زنده کردن حیات اقتصادی مملکت بکنیم و از مخارج زائد با شدت بکاهیم. هرچه از هرجا به دستمان می‌رسد در راه تولید اقتصادی صرف کنیم. باید مدتی فشار کم پولی را تحمل کنیم؛ قدری امساک نماییم از مخارج شخصی و عمومی بکاهیم و همه را صرف افزایش تولید و تکثیر درآمد ملی کنیم تا فردا از رفاه و آسایش بیشتری برخوردار شویم.
ما باید نیروی معنوی و مادی جامعه را تجهیز کنیم و به حداکثر ممکن از آن استفاده نماییم تا از این گرداب مخوف اقتصادی و مالی به سلامت بگذریم و الا یکباره غرق در گرداب خواهیم شد و آن مخاطراتی که همه از آن وحشت داریم به سراغ ما خواهد آمد… "
در واقع مهمترین دل مشغولی نخست وزیر رژیم پهلوی بحران مالی کشور بود که حتی از آنچه او در نخستین سخنان رادیویی خود عنوان کرد وخیم تر بود. دولت برای رفع بحران ارزی و ادامه طرح‌های برنامه دوم عمرانی کشور، به کمک امریکا و نهادهایی مانند بانک صادرات و واردات، دی ال اف، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی امید بسته بود که یا وابسته و یا تحت نفوذ دولت امریکا بودند.
هرچند امینی با توجه به جو سیاسی داخلی و بین المللی‌ای که موجب روی کارآمدنش شده بود، نسبت به کمک‌های امریکا به ایران امیدوار بود، مع هذا هنوز از نوع و میزان آن اطلاع نداشت. افزون بر این می‌دانست که ماموریت ادوارد ویلز، سفیر امریکا در ایران روبه پایان است و سیاست جدید امریکا در ایران تا ورود جانشین او، جولیوس هولمز، مشخص نخواهد شد.
با این حال نخست وزیر جدید در نخستین ملاقات خود با ویلز در تاریخ ۱۸اردیبهشت ۱۳۴۰ به او اظهار داشت که «پس از دو روز مذاکره با مقامات وزارت دارایی و بانک مرکزی از پی بردن به وخامت وضع مالی کشور شوکه شده و حتما در آینده نزدیک به کمک احتیاج خواهد داشت. او اظهار امیدواری می‌کند که امریکا یک نوع صندوق برای کمک اضطراری داشته باشد که بشود از آن برای پرداخت‌های فوری برداشت کرد.»
در این دیدار سفیر امریکا تعهدی از جانب دولت متبوع خود نکرد اما احتمال دارد که به طور غیر رسمی به نخست‌وزیر پیشنهاد کرده باشد که درخواست مالی دولت ایران به اطلاع سفارت رسانده شود.
به هر حال در تاریخ ۶خرداد ۱۳۴۰ دکتر مقدم، قائم مقام رئیس کل بانک مرکزی از طرف نخست وزیر ماموریت یافت که گزارشی از وضع مالی دولت به مقامات سفارت امریکا ارائه دهد.
در این گزارش که بحران اقتصادی ایران مدنظر است، بانک مرکزی گزارش می‌دهد: …در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۰ ایران معادل ۱۳۵/۹ میلیون دلار موجودی طلا داشت که ۱۱۶ میلیون دلار آن پشتوانه اسکناس و ۱۷/۵ میلیون دلار سپرده نزد صندوق بین المللی پول است. در نتیجه تراز آزادش بالغ بر ۲/۴ میلیون دلار است. در همان تاریخ جمع ذخائر ارزی ۶۷/۷ میلیون دلار بود که ۱۰ میلیون دلار آن به تازگی از بانک امریکا دریافت شده است. از این مبلغ ۸/۴۶ میلیون دلار مسدود یا نامهیا می باشد؛ می ماند۲۰/۹ میلیون دلار ذخیره ارزی در دسترس.
از تاریخ ۲۰ مه تا امروز زیان خالص به مبلغ ۷ میلیون دلار تخمین زده شده است. زیان خالص روزانه در ایام اخیر تنزل یافته، اما هنوز نزدیک به ۲ میلیون دلار است. انتظار می رود که در ظرف دو هفته آینده دو وجه خارج از برنامه وصول گردد: ۱) ۱۴ میلیون دلار پیش پرداخت توسط کنسرسیوم و ۲) ۹ میلیون دلار کمک نقدی آمریکا در سال مالی ۱۹۶۱٫همزمان قرار است دو پرداخت خارج از برنامه مشخص و احتمالا پرداخت‌های دیگری به سازمان برنامه حواله شود: ۱) ۲/۳۵ میلیون دلار بابت بدهی سازمان برنامه به مقاطعه کاران و ۲) دومیلیون دلار به شرکت‌های هواپیمایی بابت هزینه بازگرداندن زوار از مکه.
همانطور که در گزارش بانک مرکزی رژیم پهلوی آمده است، ذخایر ارزی ایران ممکن است در کم‌تر از سه هفته تمام شود. از سوی دیگر مقدم اظهار داشت که وضع ایران از مرحله‌ای که بشود آن را با محدودیت‌های ارزی نجات داد، گذشته است…
او همچنین گفته است: " گرچه فرار سرمایه‌ها آن طور که از بالا رفتن نرخ دلار در بازار سیاه مشهود شده رو به افزایش است، مردم هنوز از وخامت وضع ارزی خبر ندارند. به گفته او اگر بانک‌ها از پرداخت‌های ارزی وابمانند «هول و هراس مطلق» جامعه را فرا می گیرد.
در چنین وضعیتی ظرف یک هفته قیمت اجناس وارداتی ۲۰ تا ۳۰درصد افزایش خواهد یافت و دلار در بازار سیاه در مدت چند روز از ۱۰۰ ریال تجاوز خواهد کرد. مقدم اضافه کرد که مقامات دولتی از ترس عکس العمل عصبی مردم نسبت به انجام هر اقدام دیگر دولتی برای جلوگیری از فروش ارز یا مهار کردن بازار سیاه بی اندازه اکراه دارند. "
دو روز بعد شخص نخست وزیر طی نامه‌ای به سفیر امریکا خصوصیات بحران مالی کشور و اقدامات و تدابیر دولت را جهت بازبینی برنامه تثبیت اقتصادی در وضعیت حاد جدید تشریح کرد و در این باره نوشت: " …یکی از مهمترین مسائلی که از بدو زمامداری‌ام مورد توجه من قرار گرفته وضعیت اقتصادی و مالی است. همکارانم مرا کاملاً در جریان برنامه تثبیت اقتصادی و مشکلاتی که دولت حاضر برای اجرای بعضی از قسمت‌های آن دارد گذاشته‌اند.
نظریات صندوق بین المللی پول مبنی بر امکان بازبینی برنامه تثبیت اقتصادی با در نظر گرفتن شرایط جدید را نیز مطالعه کرده‌ام. متعاقبا کارآمدترین همکاران خود در سازمان‌های مختلف دولتی را مامور کرده‌ام که کمیته ویژه‌ای برای بررسی وضعیت مالی تشکیل دهند و پیشنهادهایی در زمینه بازبینی برنامه تثبیت اقتصادی ارائه دهند تا بتوانیم استفاده کامل از تسهیلات صندوق بین‌المللی پول و همچنین کمک مالی فوری از ایالات متحده فراهم آوریم…
در بهترین حالت انتظار دارم تا دو هفته دیگر نخستین گزارش کمیته ویژه را دریافت کنم. با این حال همانطور که در تاریخ ۲۵ مه به شما اظهار داشتم دولتم با چنان مشکلات ارزی و کمبود نقدینگی روبه روست که در این موقع لازم می دانم مصرانه از شما تقاضا کنم از دولت امریکا درخواست نمایید کمک فوری به سازمان برنامه بشود تا بتوانیم از حالا تا تصویب برنامه توسعه اقتصادی از عهده بدهی‌های ارزی و بدهی‌های داخلی برآییم.
در حال حاضر فوری‌ترین مشکلی که درمقابل اقتصاد ایران قرار دارد کمبود جدی ارز خارجی است. این کمبود در نتیجه تقاضا برای واردات و خدمات، طرح‌های عمرانی دولتی، سرمایه‌گذاری خصوصی و پرداخت بدهی‌هاست.
رئیس کل بانک مرکزی به من اطلاع داده که در حال حاضر ذخیره ارزی قابل استفاده در حدود ۳۰ میلیون دلار است، رقمی که شامل ۱۴ میلیون پیش پرداخت کنسرسیوم می‌شود که در یکی دو روز آینده واصل خواهد شد. نظر به موجودی ارز خارجی که فروش آن روزانه در حدود ۲ میلیون دلار است تصدیق خواهید کرد که به این ترتیب تامین ارز توسط بانک مرکزی در ظرف تقریبا دو هفته به ته خواهد رسید؛ مگر اینکه کمک ارزی فوری فراهم شود؛ تا دریافت درآمد نفتی که ۱۵ ژوئیه(۲۴ تیرماه ۱۳۴۰) است پنجاه روز فاصله داریم و حتی آن وقت هم مطالبات موجود نسبت به این سهمیه آن قدر است که اگر فروش ارز به همان میزان پیش برود مشکل ارزی حاد ما در سه ماه آینده نیز ادامه خواهد یافت.
به علاوه همانطور که اطلاع دارید سازمان برنامه با مشکل نقدینگی مواجه است…با توجه به ۸۷ میلیارد ریال سقف بودجه برنامه[دوم] کسری درآمد پیش بینی شده کل برنامه ۷۲ میلیون دلار می‌شود. این کسری ۷۲میلیون دلاری به فرض اینکه قادر باشیم از تمام وام ۱۵ میلیون دلار بانک صادرات و واردات و تمامی ۲۶ میلیون دلار وام دی ال اف تا پایان برنامه هفت ساله استفاده کنیم، محاسبه شده است.
جمع مطالبات مقاطعه کاران از سازمان برنامه و بازپرداخت‌های گریزناپذیر از بابت وام‌ها در ظرف چند هفته آینده معادل ۴۰ میلیون دلار می‌شود. علاوه بر ۴۰ میلیون دلار کمک اضطراری و موافقت اخیر دی ال اف با دادن ۱۲میلیون دلار وام برای ساختن راه‌ها به جای توسعه بندرعباس ۲۰ میلیون دلار وام جدید برای پرکردن خلا کسری ۷۲ میلیون دلار مورد احتیاج است، بنابراین تقاضا دارم که مقدمتا برای تعدیل کمبود جدی ارز خارجی و به منظور جلوگیری از متوقف شدن طرح‌های عمرانی دولت شما حدود ۴۰ میلیون دلار کمک بلاعوض یا انواع دیگر کمک‌های اضطراری ظرف دو هفته آینده در اختیار ما قرار دهد… "
نامه به سفیر امریکا سند تکان دهنده‌ای از وضعیت اسفبار اقتصادی‌ رژیم پهلوی است که علی امینی از نخست وزیران سابق به ارثبرده بود. تعجیل در نوشتن این نامه و تاکید بر نکاتی که دو روز قبل قائم مقام رئیس کل بانک مرکزی به مقامی که چند روزی بیشتر به پایان ماموریتش باقی نمانده اطلاع داده، همچنین دست درازکردن به طرف دولت تازه کار کندی با علم به عواقب چنین اقدامی در جهت توسعه نفوذ بر سیاست های ملی مبین وضعیت مخاطره انگیز و انفجار آمیزی بود که می بایست به طور عاجل مورد توجه و مداوا قرار می گرفت.
در چنین وضعی اداوراد ویلز، سفیر امریکا به رغم پایان قریب الوقوع ماموریتش، طی تلگرافی توجه مقامات واشنگتن را به شرایط اضطراری ایران جلب کرد و گفت تصور نمی‌کنیم که دولت کنونی در این شرایط آشفته دوام آورد. ویلز در این باره نوشت: " …ایران با مشکلات مالی فوری و حاد روبه روست. ما معتقدیم که قصور در پرداخت بدهی‌های ارزی، افزایش قیمت‌ها، تعطیل طرح‌های سازمان برنامه، بیکاری زیاد اجتناب‌ناپذیر است، مگر اینکه کمک خارجی بی‌درنگ در دسترس قرار گیرد و تصور نمی کنیم که دولت کنونی در این شرایط آشفته دوام آورد. "