دیپلماسی لبخند همراه با انعطاف پذیری جمهوری اسلامی ایران حاصلی جز گستاخی، تعدی، فرافکنی و باج گیری دیپلماسی عربستان به همراه نداشته است.

خبرگزاری موج / لیلا اسماعیل نژاد /واپسین روزهای سال ۹۱ هنگامی که ملت بزرگ ایران خود را برای جشن نوروز آماده می‌کردند، خبری در رسانه‌ها منتشر شد که بی شک قلب و جان هر ایرانی را به درد می‌آورد؛  برخی رسانه‌ها روز پنجشنبه ۲۴ اسفندماه از یک تصادف شدید در مسیر شرق به غرب اتوبان ارتش در منطقه مینی‌سیتی تهران بین یک دستگاه خودروی سواری هیوندای و یک دستگاه پراید خبر دادند که در پی آن، راننده خودروی پراید در دم فوت کرده و یک عابر پیاده نیز مجروح شده بود. خودروی مقصر (هیوندای) متعلق به سفارت عربستان و راننده آن نیز یکی از کارمندان این سفارت بوده که به دلیل شرب خمر و سرعت بسیار زیاد قادر به کنترل ماشین نبوده است اما رییس بخش اطلاع‌رسانی وزارت خارجه عربستان سعودی با گستاخی تمام،  این رویداد را یک تصادف رانندگی معمولی دانست. ۱۷ فروردین ۹۴ خبر تعرض به دو نوجوان ایرانی منتشر شد؛ خبری که صدای آن چون بمب در ایران و دنیا پیچید؛ واقعه بسیار زشت و تلخی که وزارت امور خارجه کشور آن را تایید کرد و دل همه ایرانیان را به درد آورد و به شدت خواستار برخورد با دو مامور سعودی در فرودگاه جده شدند. شهریور همین سال(۱۳۹۴) در حج تمتع، با توجه به ادامه دار بودن روند کوتاهی های عربستان ، یکی از زائران ایرانی به نام سیف‌الله اسدی اهل همدان، در حادثه سقوط جرثقیل بر اثر توفان متاسفانه جان خود را از دست داد و بیش از ۲۰ زائر ایرانی دیگر مجروح شدند. البته آمار کشته شدگان این حادثه بیش از ۸۰ نفر بود که عمدتا از کشورهای پاکستان و هندوستان بودند. این اما پایان کج فهمی ها و قصور دولت عربستان نبود؛ در فاصله کمتر از یک هفته از سقوط جرثقیل، حادثه تلخ تری بوقوع پیوست. حادثه ای که به قول دولت عربستان سعودی در اثر تزاحم جمعیت در منا روی داد و موجب کشته شدن بیش از ۶۰۰۰ حاجی شد که بیش از ۷۰۰ نفر از آنان ایرانی بودند. زائرانی که جنازه آنان با بلدوزر جمع آوری می شد و مقامات عربستانی که حتی اجازه ندادند تیم ایرانی به هموطنان خود و دیگر زائران آسیب دیده کمک کنند. بی تدبیری عربستان در حج باعث شد تا این همه افراد به این راحتی در یک ازدحام جمعیت جان خود را از دست دهند و حتی بسیاری از آنان مفقود شوند. خانواده های نگران در ایران، شهدایی که بی اجازه در عربستان به خاک سپرده شدند و موارد دیگر از جمله کوتاهی های عربستان در واقعه منا بود که هیچگاه از ذهن پاک نمی شود؛ اما عربستان در این باره حتی در نهایت گستاخی نه تنها جوابی نداد بلکه به مسئولان عالی ایران اجازه ورود به خاک کشور خود را نمی داد. رییس جمهوری در سخنان دیپلماتیک خود در سازمان ملل پس از واقعه منا گفته بود، «من به نمایندگی از سوی ملت بزرگی سخن می‌گویم که امروز در غم از دست دادن هزاران زائر مسلمان و صدها نفر از هموطنان خود به سوگ نشسته است..» این سخنان رییس جمهور واکنش سخیفانه عادل الجبیر وزیر تازه کار امور خارجه عربستان را به همراه داشته است که در نهایت رذالت و پستی در پاسخ به سخنان حسن روحانی گفت: « آخرین افرادی که می‌توانند درباره مراسم حج و خانه خدا سخن بگویند ایرانی‌ها هستند... آخرین کسی که باید از دموکراسی در سوریه سخن بگوید رییس جمهور روحانی است». چند ماه بعد دولت سعودی که از همه جا درمانده بود و پاسخی در برابر اینهمه اتفاقات را نداشت، با صادر کردن حکم اعدام شیخ نمر روحانی شیعه، سعی در تحریک مسلمانان دنیا داشت که در نهایت با اعدام این شیخ، آرزوی عربستان برآورده و خشم عمومی دنیا را فرا گرفت. شیعیان ایرانی که از این موضوع بشدت آزرده خاطر شده بودند و دل خوشی از عربستان نداشتند، تنی چند در یک اقدام خودسرانه از دیوار سفارت عربستان در تهران بالا رفته و همین امر بهانه بزرگی دست عربستان برای فرافکنی و شستن همه اهمال کاری های گذشته اش دادند. بعد از آن رابطه ایران و عربستان کدر شد تا حدی که با بیش از چندین بار صحبت مقامات حج ایران با عربستان و همچنین مقامات سیاسی، دولت عربستان اجازه ورود ایرانیان برای برگزاری حج تمتع را نداد و خواسته تا از کشور سوم به این کشور بروند. راستی واکنش و موضع دولت و دیپلماسی جمهوری اسلامی علیه این همه وقایع تلخ و خونبار چه بود جز چند سخنرانی و ارائه چند بیانیه؟! سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به تصادفی دیپلمات مست عربستانی که موجب کشته شدن شهروند ایرانی شد،  در اعتراض شدید کشورمان به سفارت عربستان، گفته بود، این وزارتخانه برخورد لازم را در این خصوص از مجاری دیپلماتیک و قضایی انجام داده است. در قضیه تعرض به دو نوجوان ایرانی، نهایت اقدام انجام شده احضار سفیر وکاردار عربستان سعودی در ایران بود که حاصل این احضار چیزی نبود جز برگزاری یک دادگاه بی سرو ته در عربستان و محکوم شدن این دو فرد شنیع به چند سال حبس که آن هم هنوز موثق نیست. عربستان کشوری با داعیه مسلمانی که مجرم را با کمترین جرم حداقل به بریدن عضوی از بدن یا حبسی طولانی مدت محکوم می کند، در این قضیه ناموسی و حیاتی که در حقیقت آینده دو نوجوان را نابود کرده است تنها به چند سال حبس بسنده کرد. تنها کاری که دیپلماسی ایرانی با وجود همه این وقایع مصیبت بار انجام داد، ممنوع کردن رفتن ایرانیان به حج عمره بود؛ در قبال اینهمه کارشکنی های دولت عربستان موضع دولت ایران چه بود؛ جز مدارا و مسامحه.   *اقدامات خصمانه عربستان بعد از قطع روابط با ایران علیه این کشور عربستان بعد از این قضایا برای اعمال نفوذ قدرت و کنار زدن ایران از قدرت منطقه سنگ تمام گذاشت طوری که ایران را تهدید به جنگ کرد و جالب تر از این ادعاهای واهی عربستان، واکنش دولت آمریکا بود که گفته بود، عربستان تا به خود بجنبد و کمک از غربی ها دریافت کند ایران عربستان را شکست داده است. اینها همه ماجرا نیست، عربستان با صرف هزینه های سنگین در سوریه، عراق و پر کردن شکم داعش سعی بر کاستن قدرت ایران دارد و حتی اخیرا کارش به جایی رسیده که از منافقان در فرانسه حمایت کرده و یکی از دیپلمات هایش در راهپیمایی منافقان در پاریس حضور داشته است. حمایت از منافقین و گروه های مسلح و جدایی طلب در شرق و غرب کشور، برقراری رابطه با اسرائیل و تلاش برای نشاندن ایران به جای این رژیم به عنوان عامل ثبات زدا در خاورمیانه، القای جنگ شیعه و سنی در منطقه برای وادار کردن کشورهای مختلف به موضع گیری علیه کشورمان بخشی از سیاست های خصمانه و تهاجمی عربستان علیه ایران در چند ماه اخیر بوده است. مهمتر اینکه عربستان با صرف هزینه های گزاف گروه های تروریستی را وارد کشور ایران می کند تا با تصور خام خود امنیت ایران را مختل کند ولی زهی خیال باطل! هزینه کرد عربستان بقدری برای این کشور عادی شده که وزیر کشور هفته گذشته در نشست معاونان سیاسی استانداری های سراسر کشور گفته بود، عربستان علیه ایران هزینه می کند و سیاست خارجی تهاجمی و خصمانه عربستان سعودی علیه ایران تمامی ندارد. عادل الجبیر، چند روز قبل در مصاحبه با شبکه خبری العربیه مدعی شد، «طایفه ‌گرایی تنها پس از انقلاب ایران وارد خارومیانه شد. ما از حسن روحانی، سیاست میانه ‌روی را ندیدیم بلکه یک سری اقدامات «خصمانه» را شاهد بودیم». رییس دستگاه دیپلماسی عربستان در گفتگوی اختصاصی با شبکه تلویزیونی یورونیوز ادامه داد، « در مورد ایران باید بگویم دیگر نمی توانیم سی و پنج سال تهاجم این کشور را در مقابل پادشاهی عربستان و متحدان آن تحمل کنیم». همچنین وزیر خارجه عربستان در مصاحبه با روزنامه پولیتیکو ضمن شانه خالی کردن از آتش افروزی های تروریست های تکفیری، ایران را باعث و بانی تمامی مشکلات و جنگ های منطقه دانست. این اتفاقات در حالی رخ می دهد که به نظر می رسد دولت ایران دستور کار خود را کاهش تنش بین دو طرف قرار داده است و به ظاهر به سمت پایدارسازی روابط با مدیریت اختلافات حرکت می کند و این در حالی است که به نظر می رسد مقامات عربستانی نه تنها توجهی به رویکرد جمهوری اسلامی نداشته اند بلکه با بی اعتنایی سیاست خصمانه تری نیز در مقابل ایران در پیش گرفته اند. اگر دولت ایران از همان روز نخست قضیه دو نوجوانی که به آنان تعرض شده را بیشتر و مصرانه تر پیگیر می شد و سفیر خود را از عربستان فرا می خواند؛ شاید اگر بعد از فاجعه منا رابطه سیاسی خود رابا عربستان قطع می کرد ، امروز دولت سعودی این گونه دور بر نمی داشت و یکه تازانه میدان داری نمی کرد؛ و  آل سعود با استفاده از دیپلماسی دلار و رشوه تلاش نمی کرد تا دیگر کشورهای عربی را نیز با خود همراه سازد و آنها را به اتخاذ موضع علیه جمهوری اسلامی ایران وادار و یا ترغیب کند. اگر چه مقامامت دیپلماسی کشور مانند بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه نسبت به اظهارات اخیر عادل الجبیر موضع گرفته اند و قاسمی در بخشی از اظهاراتش گفته است که عادل الجبیر ظاهرا هر موقع دچار سرخوردگی  می شود سخنان مضحکی را در مورد کشورمان بزبان می آورد که به وی توصیه می شود در چنین مواقعی از اظهار نظر اجتناب ورزد و به عواقب سخنان خود کمی بیشتر بیندیشد؛ و یا معاون سیاسی رییس جمهور در صفحه توئیتر خود مطلبی خطاب به سعودی ها منتشر مبنی براینکه «برای گفت وگو می آیید» منتشر کرده است؛ اما با وجود سبقه بد عربستان آیا بهتر نبود رئیس جمهور در همایش قوه قضائیه بجای اینکه با دولت عربستان همراه شود و خطاب به دستگاه قضا بگوید مردم منتظرند بدانند دادگاه متعرضان به سفارت عربستان به کجا رسیده، نسبت به وضعیت دادگاه دو نوجوان تعرض شده یک خط مطلب می گفت یا وضعیت قربانیان منا را همچنان در دستور کار قرار می داد. آیا بهتر نبود که چنین دیپلماسی شل و ول و وادهی در برابر عربستان اتخاذ نمی شد تا آنها بخواهند از این حرف ها علیه خود ما استفاده کنند و شاید اگر دولت محکم تر پای این جریانات می ایستاد هیچوقت خامی چون عادل الجبیر جرات نمی کرد که به مقام امام راحل توهین کند و حتی دولت فعلی که اینهمه نرمی ازخود نشان داده را زیر سوال ببرد. هر چند همه می دانند که عربستان با توجه به اختلافات داخلی این کشور و سیاست های غلط در پیش گرفته در منطقه، نفس های آخر خود را می کشد  و حباب قدرت منطقه ای بودن آنان در حال ترکیدن است؛ اما یکی باید خطاب به عادل الجبیر بگوید، جناب عادل الجبیر این ره که تو می روی به ترکستان است!