اهواز - منطق اقتضا می کند که دکتر شریعتی در قامت استانداری به حجم و اهمیت خوزستان ظاهر شود و در همین ابتدا راه را بر فرصت طلبان جاعل عنوان نخبه و در حقیقت سهم خواه ببندد.

به گزارش خبرگزاری موج ازخوزستان،در حکایات روزگار قدیم که حکمت حرف اول را می زد و برای خود بازاری داشت و نکته سنجی و ریز بینی به کساد امروزین در نیامده و جامه اش به اینگونه دریده نشده بود، گفته می شد که حجم معنوی و توان حکومتداری (مدیریتی) صاحب منصبان را از حاشیه و ندیمان آنها می توان مشخص کرد. اتفاقات مربوط به نحوه استاندار شدن دکتر شریعتی درسی بس بزرگ بود که نمی توان به سهولت از کنار جزییات آن گذشت. صاحب این قلم برغم رصد ریزبینانه فرایند منتهی به انتخاب استاندار و اطلاع نسبتا مناسب از پروژه پیچیده اقناع سازی در سطوح ملی و محلی و بکارگیری وسیع قاعده استماع به اقوال ذی نفوذان مرکز نشین و...اما ورود ملموسی به این بده بستان پر فراز و نشیب نداشته و بعنوان یک قلم مستقل، غیر وابسته و از همه اینها مهمتر غیر انتفاعی، گفته های خود را به پس از انتخاب عالیترین مقام دولتی استان وا نهادم، چرا که معتقدم حساسیتهای این دوره بیش از همه دوره هاست و چنانچه قلمهای شریف (ونه قلم های دلال صفت و کم حیا) بسان منتقدانی بهره مند از دو عنصر اخلاق و انصاف در مسیر عملکرد استاندار جدید قد علم نکنند و ایشان را از عواقب ارتباط با دلالان همیشه مرتبط و فرصت طلب (مدعی نخبگی، رسانه و...) بر حذر ندارند، با لحاظ قولها و قرارها و صف آرایی بی سابقه سهم خواهان، امکانی برای ابقای استان در وضعیت موجود باقی نمی ماند، چه رسد به اینکه خواب گلستان شدنش به تعبیری از جنس واقعیت تبدیل شود. راقم برغم خوشبینی ذاتی، اما وجود برخی اشخاص مداح صفت نهاد قدرت و شدید الانتفاع در کنار شخص استاندار جدید را قرینه ای بر دلدادگی یا قناعت آنها مبنی توان مدیریتی ایشان در راستای خدمت به مردم و توسعه استان نمی بینم و بر همین اساس سناریوی پیچیده منتهی به انتخاب و صحنه پیش رو را با بیم و امید و تردید دنبال میکنم. افکار عمومی از منظر ممانعت از هرگونه سهم دهی (از هر نوع) باید مواظب تغییرات مدیریتی ریز و درشت و ارتقاء برخی جایگاهها و اشخاص مستقر در آنها باشند تا مبادا آنان که در عالم نخبگی و بعضا روشنفکری دفاع از آقای شریعتی را وظیفه ای وجدانی و اخلاقی و در راستای دفاع از حقوق مردم و توسعه استان تعبیر می کردند، امروز در صدد سهم خواهی بر آیند و به اصطلاح به تلاشهای خود رنگ و بویی انتفاعی بدهند. از یک منظر تطبیقی، سهم دهی به چهره های تقریبا مشخص و نه چندان پنهان که در مقطعی از زمان در لباس مدافع دکتر شریعتی ظاهر شده بودند، اوج تبعیض است و قطعا با مقاومت قانونمند اما سخت و مستمر قلمهای غیرانتفاعی و مردم محور مواجه خواهد شد. آری خوزستان دیگر تحمل تبدیل شدن به یک شرکت سهامی بمنظور بهره مند ساختن تنها عده ای و محرومیت اکثریت شهروندان محرومش را ندارد. منطق اقتضا می کند که دکتر شریعتی در قامت استانداری به حجم و اهمیت خوزستان ظاهر شود و در همین ابتدا راه را بر فرصت طلبان جاعل عنوان نخبه و در حقیقت سهم خواه ببندد تا به نمایی متفاوت از آنچه تاکنون دیده ایم، دست بیابد و به عاقبت شخصی که صندلی را به او واگذار کرد، دچار نشود. سخن آخر اینکه نخبگان واقعی بخشهای مختلف تولید، صنعت و کشاورزی و کارآفرینان نیازمند حمایت، نخبگان اجتماعی، سیاسی، رسانه و... در این استان کم نیستند و باید از هر کدام از آنها بعنوان مددکار و مشاوران امین بهره مناسب را برد و نقشه های فرصت طلبانه آنان (خودخواندگان مفهوم نخبگی) را نقش بر آب کرد و...     یادداشت میهمان:علی عبدالخانی