هنوز تا انتخابات ریاست جمهوری آینده بالغ بر یک سال باقی مانده است، اما شیب تندی در تبلیغات انتخاباتی از برخی جناحها وگروهها مشاهده می شود که به طور حتم و یقین در پس پرده آن برنامه هایی را می توان حدس زد و یا تبیین کرد.

شاید اصلاح طلبان با روند تبلیغاتی و انتخاباتی مجلس دهم و البته انتخابات ریاست‌جمهوری آقای روحانی عزم خود را جزم کرده که صفحه سیاسی کشور را یک جانبه رنگ سبز یا بنفش کنند، اما چالش های موجود فرا روی آنها موجب تعجیل در روند تبلیغاتی و گمانه زنی شده است.

اولین چالش حضور آقای احمدی نژاد است که چون گذشته به طور نرم، اما جهنده و بدون پشتوانه تشکیلات اصولگرایان در حال چرخش است و نحوه استقبال از وی از یک سو و اطلاع رسانی سازمان یافته گسترده در شبکه های مجازی از سوی دیگر واقعیت موضوعیت حضور رسمی برای اصلاح طلبان و حتی اصولگرایان ترسیم شده است.

چالش دیگر سه ضلعی اصلاح طلبی است(که البته اصلاح طلبان مدعی تشکیلات آن را قبول ندارند) یعنی هاشمی، روحانی، عارف و خاتمی کدام در راس و جلوداری جریان اصلاح طلبی قرار داشته باشند.

ظاهرا سبزها مایل به بنفش شدن و تغییر رنگ نیستند و هاشمی هم نمی خواهد اسیر سبز و بنفش باشد.

با این همه به نظر می رسد اصلاح طلبان راهی جز پذیرش زعامت هاشمی، قبول روحانی و دست سوم بودن خاتمی - عارف را ندارند به جز اینکه در تبلیغات انتخاباتی گوی سبقت ربوده شود و این دغدغه های روحانی رییس محترم جمهوری و آقای هاشمی رییس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز هست.

به هر حال هنور چشم اندازی از اصولگرایان مشخص نشده اما تبلیغات زود هنگام آقای روحانی و اصلاح طلبان کم کم در گستره همه فضای سیاسی کشور خودنمایی می کند.

اما نکته مهم اینکه تاکنون مردم نمره قبولی به کارکرد دولت نداده اند و ایجاد فضای تبلیغاتی می تواند عملا یک فرار فرافکنانه رو به جلو باشد یعنی مردم را بار دیگر درگیر احساسات انتخاباتی کردن و ناکارآمدی خود را مخفی نگه داشتن.