موضوع عبور از روحانی چالشی برای هاشمی است که مدیریت انتخابات ۹۲ را بر عهده گرفت و توانست اصلاح طلبان را در روند تفکرات کارگزارانی خود قرار دهد.

دکتر محمودرضا امینی: عملکرد دولت روحانی در شرایط موجود اساسا قابل دفاع و ایجاد انگیزه برای انتخاب مجدد نیست، در عین حال انتخابات آینده برای گروه های مختلف سیاسی قابل اهمیت است. از آنجا که حامیان اصلی روحانی اصلاح طلبان و گروه سازندگی در هم ادغام شده اند، این مسئله حائز اهمیت است که سرمایه گذاری روی روحانی می تواند منافع اصلاح طلبان را تامین کند یا اگر بخواهند  بر منافع خود تاکید کنند، باید عبور از روحانی ا مدنظر قرار دهند. موضوع حساس این است که آیا کارکرد ریاست جمهوری روحانی توانسته مقاصد استراتژی گروه های هوادار را تامین کند یا نه. روحانی با وجود عدم زمینه کارکردگرایانه اجتماعی و مقبولیت عمومی، توانسته است اهداف استراتژیک کارگزاران اصلاح طلبان را محقق کند. روحانی به خوبی توانست قبح مذاکرات با غرب و آمریکا را از بین ببرد و تفکر مفید نبودن مذاکره با آمریکا و تاکید بر صنعت غنی سازی اورانیوم را با وجود همه حمایت هایی که از سوی مقام معظم رهبری صورت می گرفت، بشکند و حمایت از مذاکرات را رقم بزند. دولت یازدهم بعد از چندین سال، اولین دولتی بود که بدون واسطه و حمایت اروپا با آمریکا مذاکره کرد. اگر نفس مذاکرات ۵+۱ و جمهوری اسلامی که روحانی از آن بعنوان عزت ملی یاد می کند، مثمر ثمر نباشد، فرصت مناسبی است که در میدان آمریکا قرار گیرد. ولیکن لابی هایی در پشت پرده مذاکرات در رابطه با مسائل اقتصادی، فرهنگی و حتی در ارتباط با مسائل امنیتی صورت گرفت. حذف سپاه از ساختارهای اقتصادی، کارهای فرهنگی مغایر با اصول ارزشی و مبنایی بودن برخی از آن ها مانند کنسرت موسیقی، برخی فیلم های سینمایی و آثار موسیقیایی مغایر با اصول، ایجاد فضای باز برای زنان مثل دوچرخه سواری و حضور در ورزشگاه، همچنین مشاهده و اشارات و دخالت در قراردادهای نفتی و بطور کلی آمریکا گرایی- غرب گرایی را در ساختار نظام محقق کرد که این ها در عمق تصورات و باورهای عملی اصلاح طلبان وجود داشت. اگرچه می توان بین لیدرهای اصلاح طلبی تفاوت قائل شد اما سابقه اصلاح طلبان نشان از همین نمادها و نمودها است. اما عدم تحقق شعار بهبود اقتصادی، گردش اقتصادی و مهم تر از همه در فضای سیاسی عدم موفقیت رفع حصر فتنه گران ۸۸ که نقطه آرمانی اصلاح طلبان بود؛ موجب شده است روحانی در میان اصلاح طلبان مشتری پروپا قرصی نداشته باشد و از این رو به شرط نشکستن اصلاح طلبان در فرآیند عبور، آن ها موضوع جایگزین را مطرح می کنند و این چالش بجای اینکه چالشی برای اصلاح طلبان باشد، چالشی برای هاشمی است که مدیریت انتخابات ۹۲ را بر عهده گرفت و توانست اصلاح طلبان را در روند تفکرات کارگزارانی خود قرار دهد . در این میان جایگزینی اصلاح طلبان امر ساده ای نیست، مهم ترین چهره هایی که می توانند به آن ها تکیه کنند اصالتا اصلاح طلب نیستند، طرفداران هاشمی هستند یا اصولگرایانی که در گذر زمان از اصولگرایی عبور کردند که خود آقای روحانی نمونه آن بود. کسانی که در فتنه ۸۸ جزء ساکتین بودند و در انتخابات ۹۲ چراغ سبزهایی به هاشمی و روحانی نشان دادند و در انتخابات مجلس تمایل به حفظ اصولگرایی داشتند اما تمایلی به حفظ اصول نه، گزینه مناسبی برای جایگزینی روحانی هستند. معاملات انتخاباتی مسئولیتی در مجلس، در شطرنج سیاسی کشور تعریف جدیدی از اصولگرایی-اصلاح طلبی مطرح کردند. اصلاح طلبان مانند سناریویی که در سال ۹۲ اتفاق افتاد و تجمیع کارگزاران و اصلاح طلبان صورت گرفت؛ در انتخابات آتی شاید تلاش کنند چهره ای را معرفی کنند که ذاتا اصلاح طلب نباشد و همه جریان ها را پوشش دهد تا جایی که مورد اعتراض اصولگرایان هم قرار نگیرد.