یکی از مهمترین اهداف برنامه های تحریمی افزایش شکاف بین مردم و حکومت، ناامید کردن مردم از نظام سیاسی برای بهبود اوضاع سیاسی و اقتصادی، افزایش فاصله و تنافر اهداف و آرمان های قاطبه مردم و نظام سیاسی و در یک کلام جدا کردن مردم از حکومت برای افزایش شکنندگی و آسیب پذیری هر دو طرف به ویژه حکومت است . حال با تقویت همدلی، احترام به منافع ملی، احترام به نظر نخبگان و کارشناسان فراجناحی و استفاده از سرمایه هویت ایرانی می توان از گزند حوادث مصون ماند .

علی دماوندی-خبرگزاری موج؛ بحث درباره تحریم ها علیه ایران، موضوعی است که این روزها در هر محفلی  از آن سخن گفته می شود؛ از اظهارنظرهای تخصصی اهالی سیاست و مدیران اقتصادی گرفته، تا سخنان معمولا از سر درد و ناراحتی مردم کوچه و بازار که عمدتا تاثیر و پیامدهای تحریم ها را در زندگی روزمره خود و بعضا در رفع ساده ترین نیازهایشان مشاهده می کنند. البته مساله تحریم ها موضوعی نیست که مربوط به امروز و دیروز ما باشد، جمهوری اسلامی ایران از بدو شکل گیری مورد تحریم آمریکا و متحدانش بوده، اما در سال های اخیر این تحریم ها شدت بیشتری به خود گرفته است. ایران چهار دهه است که با این سیاست ناعادلانه و غیرمنصفانه قدرت های جهانی دست به گریبان است و در نتیجه طبعا پیامدهای آن را از منظر ناظران داخلی و خارجی می توان سنجید و ارزیابی کرد .

دماوندی

در میان انواع محدویت های بین المللی چون تحریم، منزوی کردن اقتصادی و محاصره اقتصادی آنچه از سخنان این روزهای مقامات آمریکایی بر می آید این است که آنان این بار قصد دارند از تحریم و منزوی کردن اقتصادی ایران فراتر روند و بدنبال محاصره اقتصادی هستند. تاکنون هیچ یک از تحریم های که در چند دهه اخیر و با محوریت آمریکا بر ایران تحمیل شده نه تنها لغو نشده یا کاهش نیافته بلکه به مرور بر شدت و ابعاد این تحریم ها افزوده شده و در حال حاضر نیز با بی سابقه ترین تحریم های تاریخ خود روبروست به طوری که می توان اصطلاح جنگ اقتصادی را درباره آن به کار برد.

در تحریم های گذشته  اگر  آمریکا و متحدانش به دنبال اعمال محدویت در یک موضوع خاص برای جمهوری اسلامی بودند، ولی این بار علاوه بر پیگیری تغییر در رفتار  سیاسی حاکمیت، به هدف مهمتری چون تغییر رژیم هم می نگرند.

در این میان پاشنه آشیل کشور که نقطه فشار دشمنان بر این مرز و بوم است، نفت به شمار می رود. اعمال تحریم خرید نفت به کاهش درآمد دولت و در نتیجه کاهش درآمد خانوار و بالاخره به کاهش رفاه اجتماعی می انجامد. اثر گذاری تحریم های نفتی بر رفاه اجتماعی بیشتر از تاثیر تحریم بر کالای مصرفی، واسطه و سرمایه ای است.

در نخستین مرحله، اثر گذاری روانی است که در سطح جامعه قبل از هر اثر دیگری رخ می نماید و همانند آنچه در وضعیت کنونی جامعه در حال حاضر شاهد هستیم. در مرحله بعد عدم اطمینان به آینده افزایش پیدا می کند و همگان از آینده و اینکه آینده چه می شود سخن می گویند. این وضعیت، در مرحله تردید را در بخش های مختلف جامعه از جمله در بخش اقتصادی به دنبال دارد. این مراحل در نتیجه به نوسانات نقدینگی، افزایش هزینه تولید و خودداری از سرمایه  گذاری تازه را موجب می شود که  نتیجه همه این ها رکود اقتصادی و کاهش رفاه اجتماعی است . اعمال تحریم های همه جانبه پیش از آنکه در تغییر رفتار دولت ها موثر باشد به شهروندان و اقشار آسیب پذیر جامعه  آسیب می رساند.

یکی از مهمترین اهداف برنامه های تحریمی افزایش شکاف بین مردم و حکومت، ناامید کردن مردم از نظام سیاسی برای بهبود اوضاع سیاسی و اقتصادی، افزایش فاصله و تنافر اهداف و آرمان های قاطبه مردم و نظام سیاسی و در یک کلام جداکردن مردم از حکومت برای افزایش شکنندگی و آسیب پذیری هر دو طرف به ویژه حکومت است .

از مطالعه کتاب  «هنر تحریم‌ها، نگاهی از درون میدان»  نوشته ریچارد نفیو ( عضو سابق تیم مذاکره کننده هسته ای آمریکا و کارشناس امور تحریم ها و امنیت بین الملل و عدم اشاعه تسلیحات در وزارت خارجه آمریکا و محقق دانشگاه کلمبیا آمریکا) هم در می یابیم که بازگردان اعتماد به مردم و تقویت همدلی در میان آحاد جامعه مهم ترین و اصلی ترین راهکار ما برای مقابله با تحریم هاست. تنها در پرتو وفاق و مشارکت عمومی است که یک ملت می تواند در برابر بزرگترین مخاطرات سربلند کند. جمهوری اسلامی ایران برای تقویت اعتماد مردم بیش از هر زمان دیگری به تغییر رویکرد نیاز دارد. از جمله تقویت همدلی و دوستی با یکدیگر و احترام به منافع ملی، احترام به نظر نخبگان و کارشناسان فراجناحی و استفاده از سرمایه هویت ایرانی، با این تغییر رویکرد، ایران و تمامیت ارضی آن حفظ و از گزند حوادث مصون خواهد ماند.