در حال حاضر بسیاری از صاحب نظران اقتصادی تمرکز خود را روی تحلیل تاثیر خروج آمریکا از برجام بر روی اقتصاد ایران گذاشته اند، زیرا محدودیت در صادرات، واردات و انتقال فناوری مانع از توسعه صنعت و اقتصاد خواهد شد. با این حال تعامل اقتصادی ایران با دنیا می تواند به توسعه اقتصادی کشور کمک کند هرچند امروز بیش از 80 درصد مشکلات اقتصادی کشور به مدیریت درونی بر می گردد.

یکی از مشکلات اقتصادی ایران در تمام ادوار و دولت های مختلف بروز نوسانات اقتصادی و رخ دادهای ناگهانی همچون جنگ و تحریم بوده است. مهدی پازوکی اقتصاددان در گفتگوی تفصیلی با خبرنگار خبرگزاری موج به مسائل روز اقتصاد ایران و نقش مدیریت پرداخته است. در ادامه متن کامل این گفتگو را می خوانید.

در حال حاضر خروج آمریکا از برجام چقدر به صورت مستقیم بر اقتصاد کشور اثر گذاشته است؟

دولت ایران باید تعامل با جهان را در دستور کار قرار دهد، به ویژه در شرایط کنونی تعامل اقتصادی با کشورهای اروپایی، شرق آسیا، کانادا، استرالیا و... درثبات تجاری موثر است، اما مهمترین مسئله امروز بهبود مدیریت کشور است، زیرا 80 درصد مشکلات امروز اقتصادی به این مسئله برمی گردد و خروج آمریکا از برجام تنها 20 درصد بر اقتصاد کشور اثر می گذارد. بنابراین علاوه بر اینکه سیاست خارجی باید در چهارچوب منافع ملی ایجاد شود، انضباط اقتصادی نیز که شامل انضباط پولی در سیستم بانکی و انضباط سیستم مالی در مخارج دولت و انضباط سیستم اداری است، ایجاد شود، تا این عوامل به مبارزه با فساد کمک کنند.

چگونه بی انضباطی اقتصادی در برنامه های توسعه ای کشور خلل ایجاد می کند؟

اگر به دنبال توسعه همکاری با کشورهای اروپایی هستیم، باید به اف ای تی اف بپیوندیم، این لایحه ای است که در مجلس شورای اسلامی نیز مطرح شده، اما بسیاری از تندروها در داخل با پیوستن به آن مخالف هستند، در حالی که ایران از بزرگترین قربانیان تروریست است و اف ای تی اف راهی برای شفاف سازی و مبارزه با پولشویی تروریست ها و متخلفان است. در اروپا و آمریکا اگر پولی بدون مبدا مشخص وارد حسابی شود، فرد دارنده حساب باید پاسخگو باشد. این در حالی است که بخشی از سیستم بانکی ایران در چرخه پولشویی قرار دارد، زیرا قاچاقچی ها پول خود را در بالشت نمی گذارند، یا افرادی که برای اعطای تسهیلات کلان رشوه گرفته، پول خود را از طریق بانک جابجا می کنند. همچنین باید توجه داشت که 25 درصد نقدینگی کشور در اختیار موسسه های مالی غیر مجاز است و وقتی یکی از این موسسه های غیرمجاز با اسحله رییس بانک مرکزی را تهدید می کند، یعنی این افراد خیلی قدرتمند هستند، به همین دلیل می گویم، چه با برجام و چه بدون برجام، نیازمند شفافیت اقتصادی هستیم و باید رقابت سالمی بین بنگاه ها ایجاد کنیم. در نهایت باید انحصار را از اقتصاد حذف کنیم که مانند سم برای توسعه خطرناک است. در واقع امروز کلاه برداران و رشوه خواران از شفافیت می ترسند. از این رو باید اقدامات کشور در این بخش ساماندهی شود، زیرا مهم نیست در شبکه های اجتماعی چه نوشته می شود، مهم این است که شفافیت در اقتصاد و کشور داشته باشیم. متاسفانه تندروها متوجه این موضوع نیستند.

تندروها چگونه بر همکاری های بین المللی و توافقات اقتصادی اثر می گذارند؟

اکنون تندروها در ایران و آمریکا هم عقیده هستند که نباید مذاکره انجام شود، در حالی که 90 درصد توافق ها در دنیا از طریق لابی و مذاکره و تنها 10 درصد توافق ها در اذهان عمومی انجام می شود. برای نمونه ولیعهد و وزیرخارجه عربستان به آمریکا و کشورهای آسیایی سفر کرده و امتیاز و لابی می کنند تا مانع همکاری این کشورها با ایران شوند. این در حالی است که ایران در این زمینه بسیار ناموفق عمل کرده و حتی می توان گفت سیاست خارجی در خدمت توسعه کشور نبوده، برای نمونه امروز برخی از سفارتخانه های ایران در خارج سفیر ندارد و این مسئله ربطی به آمریکا ندارد.

از طرف دیگر برخی به جای اینکه از دانشمندان ایرانی در کشورهای اروپایی و ... برای کمک به رایزنی ها و افزایش وجهه ملی استفاده کنند، انگ جاسوسی به آن ها می زنند. برای نمونه دکتر حسین نثر اندیشمند ایرانی که نظارت او درباره اسلام در بسیاری از دانشگاه های معتبر همچون الازهر مصر، دانشگاه های پاکستان و ...تدریس می شود، اما مجبورش کردند از ایران برود. از این رو باید تندروی را کنار گذاشت زیرا حق مردم و جامعه توسعه است و باید از فناوری های برتر اروپا و ... استفاده کنیم. اقتصاد ایران درسال های 82 به ثبات و پیشرفت دست یافته بود و بعد از آن روند اقتصادی کشور سیر نزولی گرفت و درآمدهای نفتی کشور در دولت نهم و دهم نابود شد، به طوری که باعث شد، امروز یک ربع قرن اقتصاد ایران به عقب برگردد.

دلیل نوسانات نرخ ارز در یک سال اخیر را چه می دانید؟

در شرایط کنونی وضعیت اقتصاد نرمال نیست و آمریکا و متحدانشان در منطقه خاورمیانه به ایران فشار می آورند، هرچند برخی سیاست های اقتصادی کشور درست نبوده و ما امروز تنها نرخ اسمی دلار را ثابت کرده ایم و نه قیمت واقعی ارز را. به همین دلیل تبعات آن در اقتصاد کشور نمایان شده است، زیرا رفتاری ضد تولید بوده و با این شرایط نمی توان اقتصاد را اداره کرد. به عبارت دیگر در حال حاضر تورم 10 درصد در کشور وجود دارد و باید نرخ ارز همچون یک کالا با تورم تغییر کند، اما در شریاط کنونی با سرکوب، ثابت نگهداشته شده است. از طرف دیگر 1500 تریلیون تومان نقدینگی در کشور وجود داردکه اگر 10 درصد آن یعنی 150 هزار میلیارد تومان وارد بازار ارز شود، نوسانات بالایی در نرخ دلار به وجود می آورد، موضوعی که در چند وقت گذشته دیده بروز کند و تبعات آن نیز در اقتصاد نمایان شد.

آیا حمایت از کالای ایرانی می تواند به توسعه اقتصادی کشور کمک کند؟

حمایت از کالای ایرانی از طریق کاهش واردات، سیاستی فصلی است. باید توجه داشت که مصرف کننده همیشه مطلوبیت بیشتر را به مطلوبیت کمتر ترجیح می دهد. از این رو ما باید با استفاده از تکنولوژی، تولید را اقتصادی کنیم و اگر کالای بنجل با عنوان تولید داخلی به بازار عرضه کنیم مصرف کننده نمی خرد. بنابراین باید از مزیت نیروی تحصیل کرده، انرژی ارزان و ... برای تامین نیازهای منطقه استفاده کنیم و اگر تنها به بازارا داخلی محدود شویم، رقابت پذیری و صرفه اقتصاد تولید از بین خواهد رفت. البته رقابت پذیری تنها محدود به افزایش تیراژ تولید نیست و باید کیفیت را نیز ارتقا داد، زیرا امروز برخی تولیدات قدیمی خودروها کیفیت بالاتری نسبت به تولیدات جدید دارد و این مسئله نشان دهنده ضعف صنعت کشور است.