محمود ضا مرادی رئیس دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سالگرد زلزله ۲۱ آبان ماه 96 در یادداشتی ضمن ابراز همدردی با آسیب دیدگان این حادثه طبیعی، گزارشی اجمالی از روند ساخت‌وساز مراکز درمانی در این مناطق را داده است.

به گزارش خبرگزاری موج کرمانشاه، رئیس دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در این یادداشت آورده است: امروز سالروز رخداد تلخ زلزله است. سالروز جان باختن جمع کثیری از هم استانی‌های عزیزمان، مصدوم شدن و داغدار شدن و بی‌خانمانی خیل عظیمی از ساکنان صبور و مرزدار غرب استان کرمانشاه.

این طعم ناگوار، فراموش ناشدنی و این زخم عمیق، التیام ناپذیر است، مخصوصاً برای آنان که داغ جان‌سوز یک‌ساله فراق عزیزانشان را به دوش می‌کشند؛ آنان که برای همیشه دچار نقص عضو‌ و رنجوری تن شدند و برای آنان که داشته ولو اندک خود را از خانه و اسباب زندگی و معیشت از دست دادند.

نه‌تنها برای من که زاده و بالیده در آن مناطق هستم، که این اتفاق جانکاه برای هر ایرانی، سخت و دردآور بود و نشان این اشتراک احساس، شراکت همه هم‌میهنان در سراسر کشور عزیزمان در تأمین نیازمندی‌های مردم مصیبت‌دیده بود، از خوردوخوراک تا اثاث زندگی و سرپناه و .... که به‌راستی در کنار تاریخ زلزله، خود تاریخ‌ساز شد.

یک سال گذشته برای همکاران من در گستره پرمسئولیت دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه پر از بیم وامید، سرشار از انگیزه و اشتیاق و همراه با اضطراب و التهاب گذشت. ما سوگند خورده‌ی کمک به بیماران بودیم و از همان "ساعت ۲۱ تلخ" در جان همکارانمان شور نجات گری زبانه کشید، با تمام توان و وجود برکنار مردم، برای کمک به حادثه دیدگان شتافتیم، این آغاز راه سخت یک‌ساله ما بود که از امداد و نجات به مداوا و مراقبت، جراحی و ترمیم، بستری و پرستاری رسید و پس‌ازآن بود دریافتیم نمی‌توان پس از ترخیص از بیمارستان، بیماران را رها کرد، پس، برای آنان اقامت سراهایی کارسازی کردیم تا دوران نقاهت را در میان آوار و تنگنای چادر نگذرانند.

حال باید برای باز توانی‌شان برنامه‌ریزی می‌کردیم و برای حمایت روانی، پشتیبانشان می‌شدیم. هم‌زمان باید مراکز بهداشتی و درمانی را فعال می‌کردیم تا خدمت مهم این حوزه، متوقف نشود، باید مایحتاج بیمارستان‌های صحرایی برپاشده را تأمین می‌کردیم و به بیماران روزافزون جدید رسیدگی می‌کردیم. هم‌زمان که بخشی از همکاران من در این مقوله‌ها می‌کوشیدند، برخی دیگر در اندیشه و عمل پیشگیری، شب و روز را به هم می‌دوختند. می‌دانستیم که اپیدمی می‌توانست در صورت بروز، به‌مراتب چندین برابر جان‌باختگان زلزله، مردم عزیز را از دست ما بگیرد. پس این مهم را با بهره از دانش و تجربه به‌پیش بردیم و تازه هم‌زمان با این دغدغه جدی باید داروها، تجهیزات و ملزومات پزشکی موردنیاز را تهیه می‌کردیم و ....

اندکی که گذشت، دست‌به‌کار ساختن شدیم. ما خانه‌های بهداشتمان را ویران و مراکز سلامتمان را تخریب‌شده یافتیم و دو بیمارستان آسیب‌دیده، روی دستمان مانده بود. اینجا بود که خیرین به یاری‌مان آمدند و دوشادوش ما برای عمران، همت کردند. در تمام این مراحل، مسئولان کشور از وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و معاونان تا استاندار و مسئولین استانی و منتخبان مردمی همه سیاستگزاران و مدیران مربوطه، متولیان سلامت را یاوری کردند و خود در بطن این "جهاد سلامت" تلاش کردند.

شاید آنچه در یک سال گذشته، گذشت را نتوان در این یادداشت آورد؛ اما می‌توان گفت، اکنون امیدها بر بیم‌هایمان غلبه کرده و اطمینان بر اضطراب‌هایمان چیره شده است و حالا درحالی‌که از بزنگاه بحرانی یک سال گذشته عبور کرده‌ایم، فرصتی است تا بی‌آنکه بخواهم منتی بر مردم بگذارم از همکاران خودم تشکر کنم. از پرستاری که نوزادی را به سینه فشرد تا از مهلکه برهاند تا بهورزی که تمام اعضای خانواده‌اش را از دست داد، اما مهار کارش از دست نیفتاد. از پرستارانی که شب‌ها و روزها نخوابیدند تا مدیرانی که خون‌دل خوردند، از پزشکانی که نه‌تنها به مال که به جان یاور مردم شدند و کارشناسان بهداشتی و درمانی که وجب‌به‌وجب روستاها را بارها و بارها پیمودند. از دانشجویانی که از همان اول به نجات گری همت کردند و از اساتیدی که چراغ راه ما در آن تاریکی وحشت فزا شدند. از کارکنانی که افتخار پشتیبانی را برای خود ذخیره کردند تا مددکارانی که با مردم درد کشیدند. از پرسنل بی‌ادعای اورژانس‌ها و بخش‌ها و اتاق‌های عمل و بیمارستان‌ها تا توان‌بخشان که مصدومان را توان ایستادن بخشیدند و امدادگران فوریت‌ها که رکوردی افتخارآمیز از فعالیت خود برجای گذاشتند.

ما خانواده ۱۵ هزارنفری دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه و جمع بزرگ وزارت بهداشت در کشور در این خدمت یک‌ساله، یکدل بودیم و هیچ اکسیری چون آن نبود تا خدمات ما را نزد شما مقبول نماید.

من اکنون به خود می‌بالم که پس‌ازآن همه تلاش که البته بیش از وظیفه نبوده و تأکید می‌کنم بررسی منتی نداریم، دو بیمارستان را مقاوم و امن در کنار یک بیمارستان صحرایی و ده‌ها خانه بهداشت افتتاح می‌کنیم و درحالی‌که بدون بحران بهداشتی به سالگرد زلزله رسیده‌ایم، همچنان بر پیمان قلبی‌مان در خدمت به مردم استواریم.

آثار زلزله را شاید گذر ایام بروبد، اما بزرگی ملت شریف ایران همواره می‌ماند و امیدوارم چون گذشته، ما و همکارانمان را لایق افتخار خدمت به خود برای ارتقای سلامتتان بدانید و گاه به لبخندی، خستگی یک‌ساله را از تن و جان‌عزیزشان دور کنید که رضایت شما که بی‌شک رضایت پروردگار را در پی دارد، ما را بس است.