فیروز آزادی، نویسنده و فعال سیاسی و اجتماعی در یادداشتی با عنوان «اصلاحات بن سلمان با حذف روزنامه نگار منتقد وارد دور تازه‌ای می‌شود» به بررسی مسئله ناپدید شدن جمال خاشقچی روزنامه‌نگار منتقد دولت سعودی پرداخته است.

خبرگزاری موج/فیروز آزادی- «پیام برای همه روشن است، هر فعالیتی از هر نوعی باید در چارچوب حاکمیت باشد و هرگز جایی برای صدای مستقل یا مخالف نیست. آیا راه دیگری برای ما وجود ندارد؟ آیا بر ماست که بین سینما و حقوق شهروندی‌مان یکی را انتخاب کنیم؟ آیا باید حتما آرای ما محدود به تصمیمات رهبرمان و دیدگاه‌های او نسبت به آینده باشد تا اجازه زندگی آزادانه داشته باشیم؟ به من گفته شود باید اصلاحات اجتماعی را قبول کنم (اصلاحاتی که همواره خواهان آن بوده‌ام) اما در موضوعات دیگر ساکت بمانم، موضوعاتی نظیر باتلاق جنگ یمن، اصلاحات اقتصادی که با شتاب نادرست انجام می‌شود، محاصره قطر، ائتلاف با اسرائیل برای رویارویی با ایران، زندانی کردن ده‌ها تن از متفکران و علمای دینی سعودی در سال گذشته و ... این انتخابی است که هر روز صبح، از ماه ژوئیه سال گذشته با آن از خواب بیدار می‌شوم، زمانی که عربستان را برای آخرین‌بار ترک کردم، بعد از آنکه حکومت، من را برای 6 ماه ساکت کرده بود».

وقتی جمال خاشقچی در 31 اردیبهشت و در دفتر کارش، مطالب بالا را برای واشنگتن پست می‌نوشت، عنوان یاداشتش را اینگونه برگزید «اکنون مصلحین عربستان با انتخاب سختی روبرو هستند» !.

جمال روزنامه‌نگاری حرفه‌ای بود که با مقامات قبلی عربستان مراوده نزدیک داشت و در برهه‌ای مشاور رسانه‌ای وزیر استخبارات عربستان شد. ستاره اقبال خاشقچی با بر آمدن. بن سلمان مانند بسیاری دیگر از روشنفکران معتدل در عربستان افول کرد و در دوران ولیعهدی این جوان، او حتی ممنوع القلم شد و اگر نجنبیده بود و با استفاده از وجهه ژورنالیستی و دوستان متنفذش از عربستان به آمریکا نگریخته بود چه بسا در غل و زنجیر می شد. هر چند اعتقاد بر این است که در آن صورت لااقل زنده می ماند!

خاشقچی با پیوستن به واشنگتن پست و انتشار یاداشتهای انتقادی عملکرد و مشی بن سلمان را به چالش کشید و به برندی بین المللی  در نقد محمد بن سلمان و یا بقولی سیاستهای عربستان سعودی تحت به اصطلاح اصلاحات بن سلمانی بدل شد.

خبرگزاری‌ها و بنیادهای برجسته‌ای از جمال برای چالش با ولیعهد سعودی و جهت‌گیریهای عربستان دعوت می کردند و خاشقچی بدون ترس بشدت به این جهت گیریها می‌تاخت.

جمال در چند موضوع محمد بن سلمان را به چالش کشید که قابل تامل هستند.

اول، جنگ یمن

بن سلمان جوان که تحت تربیتی آمیخته از تعصبات تاریخی و قبیله‌ای و القائات هالیودی نشو و نما یافته است در مسئله یمن بدنبال نمایش مشت آهنین عربستان و منکوب کردن شیعیان و صد البته به زعم خود قطع کردن دست ایران است و در این مسیر هیچ نقد و یا چالشی را در هیچ سطحی بر نمی تابد!

گذشته از اینکه در این ماجرای غم بار چه مصیبت ها که بر ملت مظلوم یمن رفته و چه خونها به ناحق ریخته شده  ! هیمنه نداشته ارتش و مزدوران بن سلمان ددر رزم بی نظیر یمنیان در هم شکسته است!

جمال خاشقچی به صراحت به این جنگ می تاخت و در یاداشتها و گفتگوهای خبری اساس این جنگ و پیامدهایش را تحلیل و بر بیهوده بودن و اسف بار بودن آن تاکید میکرد. شاید تنها عربستانی برجسته ای که منتقد این جنگ و خواهان پایان سریع آن بود !

از آنجا که جمال از درون هیات حاکمه عربستان بود و خبر داشت و معادلات قدرت و سیاست را می شناخت نقدهایش مستدل و منطقی بود و درحال انتشار این باور بود که جنگ یمن برای عربستان و یمن خسارت بار و اسفناک و فاجعه بار است.

دوم: محاصره قطر توسط عربستان

بن سلمان اکنون در سپهر سیاست جهانی بعنوان حاکمی خام و هیستریک شناخته می شود. ولیعهد از امیر قطر بعلت اینکه حاظر نشد زیر قیومیتش باشد و تمام روابط خود را با ایران قطع کند خشمگین شد و در اقدامی عجیب قطر را محاصره کرد و حتی طرحی برای کندن خندق دور قطر به اجرا گذاشت که با آب گیری آن، قطر عملاً به جزیره‌ای کوچک تبدیل شود. این اقدام ولیعهد هیستریک عملاً نتیجه عکس داد و قطر را بیش از پیش به ایران و ترکیه نزدیک کرد.

جمال خاشقچی در این مقوله با حضور در الجزیره قطر و بی.بی.سی عربی و با نوشتن یاداشتهای تندی مراتب نپختگی و نادانی بانی این تصمیم را فریاد می زد و هشدار می داد که اینگونه سیاست ورزی می تواند تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس را متزلل کند!

سوم: اتحاد عربستان با اسرائیل برای ضربه زدن به ایران

محمد بن سلمان از روز اول حضورش در قدرت شمشیر را از رو برای ایران بست. میزان حساسیت این ولیعهد تازه کار به ایران آنقدر غیر طبیعی و ماکزیمم است که برخی تحلیلگران سیاسی او را نسخه دوم البته ضعیفی از صدام معرفی می کنند. از جانب دیگر او برای نزدیکی به اسرائیل و حتی واگذار کردن فلسطین به اسرائیل ابایی از طعنه و ننگ مسلمانان نداشت و با دیدارهای مختلف در سطوح مختلف مقامات عربستان و اسرائیل عملاً وارد پیمانی اشکار علیه ایران و آرمان فلسطین شد.

در حکومت قبلی سعودی علیرغم رقابت و کینه از ایران اما ظواهر دیپلماتیک رعایت می شد و از ارتباط آشکار با اسرائیل در این سطح پرهیز می‌شد. جمال در این فضیه نیز منتقد سیاست عربستان سعودی بود و از این اتحاد بشدت انتقاد میکرد و این را نفع امت عربی نمی دانست.

جالبست بدانیم که جمال خاشقچی از منتقدان حزب الله لبنان و سیاستهای جمهوری اسلامی بود اما بفراست دریافت که مسیری که بن سلمان برای عربستان طراحی کرده است به ترکستان بوده و اسرائیل طرفی نیست که بتوان به آن تکیه داد و فلسطین را به او واگذار کرد.

چهارم: اصلاحات بن سلمانی

بن سلمان با افه‌ای آوانگارد در بدو امر خود را جوانی مدرن و بروز شده جلوه داد که آمده است عربستان را از فتاوای محیر العقول شیوخ وهابی برهاند و زنان را به آزادی هایی که به فکرشان می رسد ملحق کند. برای مثال زن بتواند رانندگی کند یا بتواند برای خودش و بنام خودش حساب بانکی باز کند.

اصلاحات بن سلمانی بزودی نشان داد که حرکتی سطحی است چرا که اینگونه اقدامات با فرهنگ عربستان در تناقص بوده و نیز عدم وجود زیربنای دموکراسی و انتخابات و آزادی‌های مدنی منتقدان، فقط پزی روشنفکرانه برای رپرتاژهای خبری است و در جامعه عربستان جایی ندارد.

بعد دیگر اصلاحات بن سلمانی اصلاحات به اصطلاح اقتصادی بود اما، از آنجا که اقتصاد بشدت فاسد و نفتی عربستان در تیول شاهزادگان سعودی و میلیاردرهای آمریکایی است، بلند پروازی‌های بن سلمان همزمان با باج دادنهای چند صد میلیار دلاری به دونالد ترامپ و هزینه های وحشتناک جنگ بی حاصل یمن، این اصلاحات را با تناقضی مضحک گرفتار کرده که آینده ای ندارد.

جمال خاشقچی در این بعد نیز با تکیه بر اطلاعات وسیعش از نحوه و شرایط اقتصادی عربستان سیاستهای اقتصادی هیئت حاکمه فعلی را برای عربستان خطرناک دانسته و از وجود موانع بسیاری جدی در این مسیر خبر داده و بن سلمان را به چالش می کشید.

جمال خاشقچی

جمال خاشقچی ترک تبار بود

جمال خاشقچی اصالتی ترک تبار دارد اجدادش سالیان بسیار دور از ترکیه به شبه جزیره عربستان رفتند و آنجا ماندگار شدند. این در حالی است که خاشقچی در زبان ترکی به معنای قاشق ساز است، پس این اصالت و ارتباطات دوستانه او با مشاوران رجب طیب اردوغان باعث روابطی گرم با حزب توسعه و عدالت ترکیه شد. 10 مهر وقتی برای گرفتن اسناد طلاقش به سفارت عربستان در ترکیه دعوت شد، شصتش خبردار شده بود که امکان دارد ورودش به سفارت بی بازگشت باشد، برای همین نامزد ترک تبارش خدیجه چنگیز که اهل قلم و از ژورنالیستهای سرشناس ترکیه است را در جریان قرار داد و گوشی همراه خودش را به او که بیرون سفارت انتظار می کشید داد و توجیهش کرد که اگر توقفش طولانی شد خبرگزاری‌ها را در جریان بگذارد و بعد وارد سفارت کشور متبوعش شد و دیگر برنگشت و به تاریخ پیوست.

شاید اگر نامزدش نزدیک به 3 ساعت صبوری نمی کرد و زودتر خبر می‌داد جمال زنده می ماند و با گذر زمان، سعودی‌ها فرصت نمی‌یافتند تا جمال را سر به نیست کنند.

رجب طیب اردوغان که با شاهزاده سعودی اختلاف دارد و از اینکه جمال در کشور او بدین صورت ناپدید یا به قتل رسیده بشدت عصبانی است، پس پیش بینی می‌شود که عرصه را بر بن سلمان تنگ کند. لذا باید ماند و دید واکنش‌ مقامات ترکیه به این موضوع تا کجا پیش خواهد رفت.

محمد بن سلمان و جمال خاشقچی

ناپدید شدن خاشقچی، حذفی خشن و هیستریک

محمد بن سلمان که در کارنامه کوتاه خود گروگانگیری نخست وزیر لبنان را هم رقم زده اکنون با چالشی جهانی روبروست که در این چالش روزنامه نگاران و خبرنگاران آزاده باید فارغ از رنگ و نژاد و زبان او را به چالشی استراتژیک دچار کنند. هرچند بزودی بن سلمان به ثروت دلارهای نفتی کشورش متوسل خواهد شد و به واسطه باج دادن، منتقدان قدرتمند و صد البته دونالد ترامپ را به سکوت واخواهد داشت اما، بن سلمان با افتضاحی بزرگ روبروست تا آنجا که مشروعیتش بشدت به خطر افتاده و برکناری‌اش از مقام ولایتعهدی دور از ذهن نیست.

دستان خون‌آلود، بن سلمان را سرنگون خواهد کرد

باید منتظر بود و دید خون جمال خاشقچی در امتداد خون بسیاری بیگناهان چون شیخ نمر و هزاران یمنی مظلوم، چه زمان دامان محمد بن سلمان را خواهد گرفت و او را سرنگون خواهد کرد.