نفی یکپارچگی ملی، ایجاد تفرقه میان اقوام، عدم توجه به دین و آثار اسلامی، ظلم و ستم، بی قیدی و بی فرهنگی و عوامل متعدد در حکومت های پهلوی و قبل از آن سبب شد تا انقلابی با قدرتی مردمی و با اقتدار قومیتی و با رهبری بی نظیر امام خمینی (ره) و با استفاده از ارزش های وحدت بخش اسلام، موجودیت انقلاب را تحت لوای پرچم اسلام فراهم نماید.

به گزارش خبرگزاری موج از کردستان،اقوام متعدد ایرانی همواره در جنبش های صورت گرفته در ایران نقش تعیین کننده ایفا کرده اند هرچند این موضوع هیچگاه به مذاق پادشاهان سرزمین ایران خوش نیامده و در صدد از بین بردن این نقش به بهانه های مختلف برآمده و به لطایف الحیلی نسبت به ناکارآمد کردن و حتی اضمحلال قومیت ها اقدام نموده اند. با مراجعه به تاریخ این موضوع و حساسیت های آن دارای نمادها و نمودهای فراوانی است. پس از مشروطه و به دلیل ناکامی های گوناگون در استقرار حکومت مبتنی بر قانون در عصر پهلوی اول ما با رشد ملی گرایی فرهنگی و محافظه کاری مواجه می شویم. در عصر رضا شاه نخبگان ایرانی تحت تاثیر فضای فکری آلمان و ملی گرایی عظمت طلب هیتلری از ضرورت تشکیل دولت مقتدر نوساز حمایت کردند.

دولتی که بتواند عظمت ایران باستان را مستولی کند. این ملی گرایی فارس گرای رضا شاهی که به هژمونی و سیادت قوم فارس انجامید موجب واکنش اقوام دیگر مخصوصا اقوام مرز نشین گردید. با سقوط رضا شاه، رشد ملی گرایی افزایش پیدا کرده و بعد از کودتای 28 مرداد نیز مجددا این ناسیونالیسم شدت گرفت. نفی یکپارچگی ملی، ایجاد تفرقه میان اقوام، عدم توجه به دین و آثار اسلامی، ظلم و ستم، بی قیدی و بی فرهنگی و عوامل متعدد در حکومت های پهلوی و قبل از آن سبب شد تا انقلابی با قدرتی مردمی و با اقتدار قومیتی و با رهبری بی نظیر امام خمینی (ره) و با استفاده از ارزش های وحدت بخش اسلام، موجودیت انقلاب را تحت لوای پرچم اسلام فراهم نماید.

دین ؛ عامل حقیقی وحدت در جمهوری اسلامی ایرانی توصیف می شود. و دیگر عوامل وحدت مانند فرهنگ، سنت ها و حتی زبان فارسی را با وجود عامل دین معنادار می دانند. مقام معظم رهبری می فرمایند : «عده ای سعی می کنند اهمیت عامل پیوند مستحکم دل های ملت ایران، یعنی ایمان اسلامی را کم کنند؛ نه، کشور و ملت یکپارچه است؛ البته یکپارچگی اش به خاطر تاریخ و جغرافیا و سنت ها و فرهنگ است، اما عمدتاً به خاطر دین و مسأله ی رهبری است که اجزای این ملت را به هم وصل کرده و همه احساس یکپارچگی می کنند.

ایشان در بیانات دیگری اشاره دارند که اساسی ترین سیاست دشمنان این است که اقوام ایرانی را از یکدیگر جدا کند و با بهانه های مختلف، پیکره ی عظیم ملت ایران را تکه تکه کند. با هر قومی از اقوام متنوع ایرانی، فارس، تُرک، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن و لُر، جداگانه یک تلقین شیطانی را در میان می گذاشتند تا دل ها را از هم چرکین کنند. به تهرانی و اصفهانی چیزی می گفتند، به بلوچِ بلوچستانی حرفی می زدند و در کردستان سخن دیگری می گفتند.»

با توجه به آنچه تشریح شد بی تردید نافذ ترین بیان در رمز پیروزی انقلاب بیان امام خمینی است که می فرمایند :

«آنکه ما را تا اینجا رساند و پیروز کرد این بود که با هم قشرها اختلاف نداشتند، همه با هم فریاد می کردند که جمهوری اسلامی می خواهیم، فرقی مابین شهر و ده نبود، مرکز و سرحدات نبود، همه دست به هم دادند و فریاد کردند که ما جمهوری اسلامی می خواهیم و این دو جهت که یکی وحدت کلمه همه بود، اکثرا با هم بودند و یکی هم مقصد، مقصد اسلامی بود، شما را پیروز کرد.»

اما انچه باعث تداوم و اثرگذاری این امر شد رهبری بی نظیر حضرت امام، هوشیاری ایشان و قابل دسترسی کردن این فضا با استفاده از ارزش های وحدت بخش اسلام است که تمام اقوام ایرانی را زیر پرچم اسلام و رهبری حضرت امام و رسیدن به یک هدف جمع کرد. چرا که در گفتمان انقلاب همواره یاری گرفتن از ارزش‌های اسلام عامل شکل ‌گیری وحدت است. بی تردید اگر یاری و همکاری اقوام ایرانی نبود و وحدت آنها با انقلاب اسلامی شکل نگرفته بود روند انقلاب مسیر دیگری می یافت. زیرا همانطور که گفتیم ایران ترکیبی از اقوام مختلف است و درهر تغییر و دگرگونی ردپای آنها دیده می شود. آنها جزیی از کل را تشکیل می دهند و کل بدون اجزایش بی معناست.

انقلاب اسلامی با تکیه بر ارزشها و اعتقادات اسلامی با هدف والای استقرار و سیطره ی قوانین و موازین الهی در کلیه ی شئونات حیات فردی و اجتماعی مردم ایران رخ داد. این انقلاب از یک سو سبب رشد گرایش های معنوی و تضعیف اندیشه ی مادی گرایان و ملی گرایان شد و از سوی دیگر الگوی مبارزاتی اسلام تحت ستم در نقاط مختلف جهان گردید. این ارزشها محقق نشد مگر با تکیه بر اتحاد و وحدت کلمه همه‌ی آحاد ملت.

وحدت و اتحاد سنگ بنای قوام جوامع است, اتحاد و همگرایی جامعه ایران اسلامی با توجه به داشتن الگوهای درونی و معنوی می تواند پیوند عمیق و پایدار در بین ارکان نظام و آحاد جامعه برقرار کند و دین اسلام راهبردهای سازنده تری برای تحقق اتحاد و همگرایی و وحدت همه جانبه جوامع بشری می باشد. با نگاهی به عملکرد رژیم پهلوی در خصوص اقوام، شاهد یک نوع سیاست «بی تفاوتی» «رهاشدگی» و «بیگانگی» نسبت به اقوام هستیم. این سیاست در عملکرد رژیم در توسعه ی مناطق قومی و توجه به سطح سواد مردم و مقوله ی امنیت کاملاً مشهود است.

رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم کردستان به سیاست های رژیم پهلوی اشاره می کنند: « یک سیاست خبیثی از دوران طاغوت بر کشور حاکم بود و آن عبارت بود از بیگانه دانستن اقوام گوناگون. کرد بیگانه بود. بلوچ بیگانه بود. تُرک بیگانه بود. عرب و ترکمن بیگانه بودند. این ها را بیگانه حساب می کردند. در عملکرد آنها هم این معنا مشهود بود. شما ببینید در دوران طاغوت، در این استان نه کار عمرانی درستی انجام گرفته است، نه کار فرهنگی درستی انجام گرفته است؛ رسیدگی نمی کردند و کاری نداشتند.

در این استان، کارهای عمرانی در دوران طاغوت در حد صفر بود؛ کارهای فرهنگی هم همین جور، طاغوت نمی خواست مردم کُرد، این مردم بااستعداد و این مردم دارای هوش و ذکاوت، باسواد بشوند. فقط 29 درصد استانی با این خصوصیات و با این کیفیت، باسواد بود! آن کار عمرانی شان، این هم کار فرهنگی شان! نگاهشان نسبت به این استان، نگاه شیطنت آمیز و غلط بود. این نگاه، نگاه رژیم طاغوت بود. طبیعت آن رژیم، یک نگاه تبعیض آمیز بود؛ نه فقط نسبت به قوم کُرد، به اقوام گوناگون کشور با انگیزه های گوناگون و با دلائل مختلف. اکثر کشورهای دنیا با مقوله ی تنوع اقوام مواجه هستند و «معمولاً در کشورهای مختلف تعدد اقوام و قومیت ها یکی از نگرانی های آنهاست؛ در کشور ما به عکس است. تنوع اقوام را ما برای کشورمان یک فرصت به حساب می آوریم، این یک حقیقت است. حقیقتاً برای ما تنوع اقوام یک فرصت است.

تنوع قومی در ایران به دلیل وجود مؤلفه های حقیقی همبستگی میان اقوام و قرار گرفتن هویت قومی به عنوان جزء لاینفک هویت ملی یک فرصت قلمداد می شود. پس هرچه مؤلفه های هویت قومی با توجه به هویت ملی تقویت شود، هویت و همبستگی ملی نیز تقویت خواهد شد.

جمهوری اسلامی ایران از طریق مشارکت‌‌جویی و به رسمیت شناختن هویت‌های قومی به انسجام و هویت و همبستگی ملی، قوام و دوام بخشیده است. کردها، آذری‌ها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و ترکمن‌ها، به لحاظ باورهای عمیق تاریخی، فرهنگی و اعتقادی، پیوستگی و انسجام غیر قابل انکاری با فرهنگ و هویت ملی داشته و دارند. این تنوع در اندیشه امام(ره) هم به رسمیت شناخته شده و از آن به‌عنوان یک فرصت یاد می‌شود.

در پرتو انقلاب اسلامی و چارچوب اندیشه امام خمینی(ره) و در تداوم آن، تفکر رهبر معظم انقلاب توزیع عادلانه منزلت، قدرت و ثروت به رسمیت شناخته شده و اقوام ایرانی با حضور در حوزه‌ها و کانون‌های مختلف سیاست، قدرت، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ به‌عنوان پاره‌ای از پیکره ملت بزرگ ایفای نقش می‌کنند.

 

حبیب اله جلیلی - کارشناسی ارشد مدیریت استراتژیک

 

عضویت در کانال تلگرامی خبرگزاری موج