زبان شعری سهراب در برخی از اشعار ساده و بی آلایش و در برخی دیگر، آمیخته با مضامین عرفانی و فلسفی، و لحن او به دور از تکلف و پیچیدگی است.

عبدالرضا بالا زاده-خبرگزاری موج؛ سهراب سپهری، شاعر و نقّاش معاصر، در سال 1307 شمسی در شهر کاشان متولد شد. پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف بود. او  از خاندان میرزا محمد تقی لسان الملک ادیب و مورخ عصر قاجار متخلص به سپهر، صاحب کتاب «ناسخ التواریخ» است. او دارای یک برادر به نام منوچهر و سه خواهر به نام‌های همایون‌دخت، پری‌دخت و پروانه بود. سهراب در دوره نوجوانی - در سال ۱۳۴۱- پدرش را  از دست داد. او  نقل می­ کند: «کوچک بودم که پدرم بیمار شد و تا پایان زندگی بیمار ماند. پدرم تلگرافچی بود. در طراحی دست داشت. خوش خط بود. تار می­ نواخت. او مرا به نقاشی عادت داد...» سهراب در شعرهای دوره  جوانی از پدرش یاد کرده و شعر «خیال پدر»  را در سوگ پدر سروده است: «در عالم خیال به چشم آمدم پدرم/ کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود/ دستی کشیده بر سر رویم به لطف و مهر/ یک سال می­ گذشت، پسر را ندیده بود».

بعد از فوت پدر، مادرش- ماه‌جبین سپهری-، که اهل شعر و ادب بود؛  سرپرستی او را به­ عهده گرفت. سهراب تحصیلات ابتدایی را در دبستان خیام و متوسطه را در کاشان گذرانـد. او از محل تولدش چنین می­ گوید: «... خانه، بزرگ بود. باغ بود و همه جور درخت داشت. برای یادگرفتن، وسعت خوبی بود. خانه ما همسایه صحرا بود. تمام رویاهایم به بیابان راه داشت... » سهراب دانش­آموزی منظم و به خوش نویسی علاقه­ مند بود و درس ادبیات را دوست داشت  و در کودکی شعر می­ گفت: ز جمعه تا سه شنبه خفته نالان/ نکردم هیچ یادی از دبستان/ ز درد دل شب و روزم گرفتار/ ندارم من دمی از درد آرام.

سپهری، دوره­ دانش­ سرا را در تهران به پایان برد. سپس وارد دانشکده هنرهای زیبا شد و لیسانس گرفت و اولین مجموعه­ شعرش را به نام مرگ ­رنگ در سال 1330 و زندگی خواب­ها را در سال 1332 و ترجمه­ی اشعار ژاپنی او در سال ۱۳۳۴ در مجله­ی سخن به چاپ رساند. سپس در اداره کل وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری مشغول به کار شد.

او علاوه بر شعر به نقاشی ­پرداخت. سپس از مشاغل دولتی کناره‌گیری کرد و اولین نمایشگاه را در سال 1331 بر پا کرد و در سال ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکده ­ی تهران نمود. سپهری در بسیاری از کشورها به نمایش آثار خود پرداخت. از جمله ایتالیا، هندوستان، پاکستان، افغانستان، اروپا (مونیخ، لندن، فرانسه، اسپانیا، هلند، ایتالیا، اتریش) هم­چنین به کشور ژاپن- توکیو - ضمن آشنایی با فرهنگ برای آموختن فنون حکاکی روی چوب عزیمت کرد. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. در سال  ۱۳۵۸ به جهت مداوای بیماری سرطان خون به انگلستان سفر کرد. سرانجام در سال 1359 در بیمارستان پارس تهران درگذشت و صحن امامزاده سلطان‌ علی ‌بن محمد باقر(ع)، در مشهد اردهال در نزدیکی کاشان به خاک سپرده شد.

شعر «صدای پای آب»، را بیش از هر سروده­ دیگر آینه­ اندیشه و احساس سپهری و هم­چنین سوگ از دست دادن پدر و تسلّای مادر دانسته­ اند. در این سروده­، به زادگاه، باورهای دینی، مادر، دوستان، اساطیر، پیشه، زندگی و... را می ­پردازد: اهل کاشانم/ روزگارم بد نیست / تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی/  مادری دارم، بهتر از برگ درخت،/ دوستانی ، بهتر از آب روان،/ و خدایی که در این نزدیکی است/ لای این شب بوها ، پای آن کاج بلند / ... من مسلمانم، / قبله‌ام یک گل سرخ، / ... پیشه ام نقاشی است:/ ... زندگی تر شدنِ پی در پی، / زندگی آب تنی کردن در حوضچه «اکنون» است./ ... اهل کاشانم، اما/ ... شهر من گم شده است.

زبان شعری سهراب در برخی از اشعار ساده و بی آلایش و در برخی دیگر، آمیخته با مضامین عرفانی و فلسفی، و لحن او به دور از تکلف و پیچیدگی است. صناعات استعاره، تشبیه، کنایه، مجاز، تکرار و... در اشعارش بسیار است و  در گستره خیالش همه موجودات دارای شعورند. از مهم ترین ویژگی­ های شعری او نیز تصویرهای بدیع و زنده، حس آمیزی و طبیعت گرایی است و آشنایی با آیین ­ها و افکار عرفانی شرق، اندیشه ­های کریشنا مورتی، اندیشه ­عرفای ایرانی- اسلامی، تلفیقی و عرفان معاصر، در اشعارش تاثیر بسزای داشته است. افزون بر آشنایی با ادبیات اروپایی ترجمه ­هایی نیز از او باقی مانده است. به اعتقاد شفیعی کدکنی سهراب: «شاعری است صمیمی، به طبیعت و هستی مانند روستایی می­نگرد و صمیمانه حرف می ­زند»

سید حسن امین معتقد است که «سپهری نیز از این منظر زمانی مـورد کم لطفی جریان چپ واقع شـد و از جانب منتقدان چپ «بچه اشرافی بودایی» لقب گرفت. اما دفاع جریان پارسی‌گرایان و فارسی ‌زبانان مثل شاهرخ مسکوب و دیگران از او، موجب نجات شعر او گشت».

سهراب سپهری شاعری عارف با روحی لطیف و به دلیل داشتن اشعار عاطفی و زبان ساده و سبک ویژه  از تأثیر گذارترین شاعران دوره معاصر است. «یاد من باشد،/ هر چه پروانه که می‌افتد در آب،/ زود از آب درآرم./ یاد من باشد کاری نکنم./ که به قانون زمین برخورد» آثار او عبارتند از: مجموعه­ی آثار شعری، مرگ رنگ، زندگی خواب‌ها، آوار آفتاب، ندای آغاز (در ردیف اشعار نیمایی) مسافر، صدای پای آب، شرق اندوه، حجم سبز و ما هیچ ما نگاه، اتاق آبی (مجموعه خاطرات سهراب)، در کنار چمن و...

عضویت در کانال تلگرامی خبرگزاری موج