خانم بیمار تهرانی که بدنش فلج شده و از سوی پزشکان فاقد راهی برای درمان بود در آستان مقدس امامزاده یحیی بن زید (ع) گنبدکاووس شفا یافت.

به گزارش خبرگزاری موج، مرکز فرهنگی و قرآنی آستان مقدس امامزاده یحیی بن زید (ع) گنبدکاووس لحظاتی پیش با اعلام خبری مسرت‌بخش کام مردم شریف گنبدکاووس و استان گلستان را که از حوادث اخیر تهران کمی تلخ شده بود شیرین کرد و التیامی بر زخم‌های این عزیزان گذاشت.

بنا بر اعلام این مرکز که از زمان حضور مسوولان جدید و دوره جدید خدمت به این آستان تحولی خوب در برنامه‌ها و رویدادهای آن شکل گرفته است «فاطمه عَوَض» یکی از زائران و ارادتمندان آستان مقدس امامزاده یحیی بن زید (ع) که 40  روز پیش ناخودآگاه و به صورت دفعی تمام بدنش فلج شد و پزشکان از تشخیص علت آن و راه درمانی‌اش  عاجز ماندند در حرم مطهر این امامزاده شریف شفای کامل یافته است.

و اما شرح ماجرا را از مجموع سخنان و روایت‌های خادمان عزیز و تلاش‌گر و ناظران موضوع باید اینگونه بیان کرد:

فاطمه عوض که متولد شهر دلند از توابع شهرستان آزادشهر در استان گلستان و ساکن شهرستان پاکدشت در استان تهران، 40 روز پیش به یک‌باره احساس بی‌حسی در اعضای بدنش می‌کند و بعد از مراجعه به پزشک متوجه می‌شود که با بیماری ناشناخته‌ای روبرو شده است.

وی که از پزشکان تهران نا‌امید می‌شود، به سفارش یکی از دوستان برای شفا به امامزاده محمد(ع) شهر بسطام می‌رود اما به علت بسته بودن درب امامزاده موفق به زیارت نمی‌شود.

سپس با ناامیدی راهی زادگاهش شهر دلند استان گلستان می‌شود تا مدتی را در کنار پدر و مادرش زندگی کند و از فرصت بوجود آمده استفاده کرده و از تجارب پزشکان استان هم بهره‌مند شود، لذا به سمت شهر گنبدکاووس حرکت می‌کند که ناگهان متوجه آستان مقدس حضرت یحیی بن زید(ع) می‌شود و ناخودآگاه به همراهان خود می‌گوید که بجای مطب پزشک به سمت حرم حضرت یحیی بن زید (ع) حرکت کند.

بنابراین مسیر راه تغییر می‌کند و مقصد وی حرم شهیدِ جرجان زمین حضرت یحیی (ع) می‌شود و همراهان فاطمه عوض زیر دوش او  را گرفته و کشان‌کشان به سمت ضریح مطهر آقا یحیی بن زید(ع) می‌برند و پس از مدتی او را تنها می‌گذارند.

در این حین که خدام و زائرین همه با افسوس به حالش نگاه می‌کنند او در کنار ضریح متوسل به نوه بلافصل امام زین‌العابدین (ع) می‌شود و در حالی‌که می‌خواهد با نخ سبز رنگی دخیل ببندد اما دستانش او را یاری نمی‌کنند.

نا امیدانه با حضرت یحیی بن زید(ع) درد دل می‌کند که ندایی به او می‌گوید بلندشو تو دیگر بیمار نیستی و او با تمام قوا عزم خود را جذم می‌کند و روی پا ایستاده اما هنوز متوجه نیست که چه اتفاقی در حال رخ دادن است...

رفت آمد زائرین و خدام نظرش را به سمتی جذب می‌کند و او هم همراه دیگر زائرین متوجه سفره افطار حرم آقا می‌شود و زمانی‌که که به نزدیکی سفره افطار می‌رسد تازه متوجه می‌شود که چه اتفاقی رخ داده است، یک لحظه سکوت کرده و حرفش را می‌خورد.

بیمار نیک طینت اینک دیگر سالم است و به اذن الهی و یاری شهید بن شهید بن شهید حضرت یحیی بن زید بن علی بن حسین بن علی (ع) سلامتی‌اش را به دست می‌آورد و در دفتر ثبت حالات و رویدادهای این‌چننی که در آستان مقدس این امامزاده عزیز تعبیه شده چند خطی به یادگار می‌گذارد.