در خصوص مذاکره با اروپا درباره برجام، این سوال مطرح است که آیا نمونه تاریخی از عملکرد اروپا برخلاف نظر آمریکا به ویژه در چند دهه اخیر وجود دارد یا خیر.

محمودرضا امینی-خبرگزاری موج، شاید در گفتمان قاطع مقام معظم رهبری بی اعتمادی کامل به اروپایی ها شفاف و روشن است و خصوصا استدلال های منطقی و حافظه تاریخی، گوا چنین بی اعتمادی است. اما با این همه آیا همچنان باید مذاکره صورت پذیرد و اگر مذاکره عملی شود آیا باز هم باید به مثابه مذاکره با آمریکا کوتاه آمد و موفق نشد؟

ابتدا لازم می دانم به برخی موارد در جهت بیان موضوع مورد نظر پرداخته شود:

  1. نفس گفتگو برای گفتگو نه تنها وقت تلف کردن است بلکه به تدریج مورد توهمی خواهد شد که آن را مهم و اساسی بپنداریم. گفتگویی که نتیجه نداد چرا باید مهم تلقی شود.
  2. طرف های ما آمریکایی ها و اروپایی ها بودند. اینکه اروپا تنها طرف مذاکره است. آیا در معادلات سیاسی و تاریخ تعاملات فی مابین اروپا و آمریکا به ویژه چند دهه اخیر می توان نمونه و شاهدی یافت که اروپایی ها خلاف نظر آمریکایی ها عمل کرده باشند؟ اگر چنین است آیا مذاکره اروپا با ما بر خلاف نظر و منافع آمریکا صورت می گیرد یا به نمایندگی از آمریکا مذاکره می کنند؟ در این صورت آیا باید از هم اکنون قبول کرد برنده کیست؟
  3. درست است در مسائل اقتصادی، اقتصاد کشورهای اروپایی و نیاز آنها به تعامل با ایران ارتباط مستقیم دارد اما در تعاملات اقتصادی نیز آیا می توان نمونه های برد-برد و برابر یافت؟
  4. مستقیم یا با کنایه وقتی مطرح می شود که پیا بنید به برجام مانع از خواسته های دیگر در رابطه با رفتارها و موضوع دفاعی و موشکی ایران است، می توان به فرایند تعامل خوش بین بود؟
  5. با توصیفی که مقام معظم رهبری در جایگاه ولی امر مسلمین از جریان برجام داشتند، نشان از خرسندی ایشان از روند گذشته است و هیچ گزینه ای از قبیل اینکه «آمریکا تحقیر شده است»، «کشورهای اروپایی به اجماع رسیده اند» و « مخالفان آمریکا فراوان شده اند» به عنوان افتخار برنمی تابند و این بدان معنا است که اگر مذاکره ای صورت گیرد قطعا باید به نتیجه عملی برسد. نتیجه ای که در اقتصاد ما موثر باشد.

اما همچنان منافاتی در مذاکره وجود ندارد و این روند، روند دیپلماتیکی است. لذا می تواند مشروط به شروطی ادامه یابد. شروطی که اولا رهبری تعیین کردند و این بار وقیحانه خواهد بود که به آن ها بی توجهی شود. هم آنچه در برجام در رابطه با تحریم ها مطرح شده کاملا باید از سوی اروپایی ها و به نفع ما رقم بخورد. سوم آنکه « آفتاب برجام» و «قهرمان ملی» گزینه های تبلیغاتی نیستند. در انتخابات آتی روحانی امکان حضور دوباره را ندارد پس بدون شعار و به صورت عملی باید مذاکره کرد.

نکته کلیدی

اول و آخر این برجام روح و جسم آن یک معامله و معاهده اقتصادی است. کوتاهی هایی که در گذشته بوده نشان از عدم حضور فعالان و کارشناسی اقتصادی در زمینه های مختلف است. بهتر است به جای ژنرال های سیاسی، ژنرال های اقتصادی نه دولتی به جمع مذاکره کنندگان اضافه شوند. اگرچه ژنرال های اقتصادی ما هم اگر بخواهند پای میز بنشیند، از آن جهت که میز دو طرف دارد باید بتوانند از ظرفیت های مثبت اقتصادی خود دفاع کنند نه اینکه خلاء ها را بیان کنند تا طرف های ما گران فروشی کنند.