با وجود تغییر نسل جدید و تغییر افکار خانواده ها شاید دیگر دوران زورگویی و تخریب دانش آموزان در مدارس کمی در شهرهای بزرگ کمرنگ تر شده باشد اما این موضوع در شهرستان ها هنوز دیده می شود و شاهد آن هستیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری موج نمونه اش خبری که چندی پیش در فضای مجازی سر و صدا به راه انداخت. خبر این بود که مدیر مدرسه توسط دانش آموزی دبیرستانی مضروب و راهی بیمارستان شده است.

در شهرک کوچکی در بلوک شهر جیرفت مدیر مدرسه بعد از آنکه می بیند موهای دانش آموزان بلند است تهدید می کند که اگر آن ها اقدام به کوتاه کردن موهایشان نکنند خودش روی موهای آن ها چهار راه باز می کند. این بار هم مدیر روی حرفش پافشاری می کند  و در صف مدرسه به سراغ این بچه ها می رود و این چند دانش آموز 16،17 ساله را از صف بیرون می کشد و به قول خودش روی سر آن ها چهار راه باز می کند. نوبت که به نفر چهارم می رسد او این کار را بر نمی تابد و به مدیر مدرسه حمله ور می شود و او را زخمی می کند. این که این دانش آموز کار ناشایستی انجام داده است جای هیچ شک و شبهه ای ندارد اما در این میان مدیر مدرسه هم بی تقصیر نیست و بحث بر روی عملکرد نادرست مدیری است که مسوولان آموزش و پرورش پشت او درآمده اند.

اینکه آموزش و پرورش پشت مدیر مدرسه را گرفت و از او حمایت کرد زیاد دور از ذهن نیست اما موضوعی که در این میان مطرح می شود این است که طرف دیگر ماجرا نیز دانش آموز بوده که در همین سیستم در حال تحصیل است. در واقع سیستم مدرسه از هم جدا نیستند و این تنها گذاشتن دانش آموز از سوی سیستمی که نقش مهمی در تعلیم و تربیت دانش آموزان ایفا می کند کار درستی به نظر نمی رسد.

اما موضوع دیگری که در این میان وجود دارد رفتار ناشایست مدیر مدرسه با دانش آموزان است. مدیر از جوانانی که دوران بلوغ خود را سپری می کنند می خواهد مثل گوسفند صف ببندند و اجازه دهند او موهایشان را بتراشد و هیچ کسی هم به این ماجرا اعتراض نکند . این در حالی است که بقیه بچه های مدرسه هم صف بسته اند و این تحقیر را تماشا می کنند. حالا اگر این ماجرا را به دقت نگاه کنید متوجه می شوید که شاید واکنش دانش آموز نتیجه همان تحقیری بوده است که مدیر نسبت به او روا داشته است.

اما حرکت غیر فرهنگی مدیر مدرسه که نام فرهنگی را یدک می کشد جای تامل بیشتری دارد مگر مدیر مدرسه استاد سلمانی است که ماشین دستش بگیرد و موی بچه ها را اصلاح کند.

آیا او حرمت نام و شان خود را حفظ کرده است که انتظار دارد که دانش آموزان نیز آن را حفظ کنند؟

از سوی دیگر تحقیر دانش آموزان موضوعی است که نباید از کنار آن به سادگی گذشت وقتی دانش آموزی از کودکی دچار تحقیر شود و مدام این عقده ها روی هم تلنبار شود در آینده چه انتظاری در جامعه می رود که او تبدیل به یک انتقام گیرنده نشود و به یک تبهکار و یا جانی تبدیل نشود آیا اگر این دانش آموز از محیط آموزشی طرد شود و خودش را یکه و تنها ببیند و فردا به بزه روی بیاورد چه کسی پاسخگو است مدیر مدرسه یا سیستم آموزشی ؟

چه بسا دانش آموزانی که به تبهکارانی تبدیل می شدند و مدیران و معلمانی که داستان آن ها را می شنیدند می گفتند  در نوجوانی هم شر بود و اذیت می کرد اما آنها هیچ گاه نمی گویند که چه نقش عمیقی با تحقیر خود در بزهکار شدن این افراد ایفا می کردند.

موضوع دیگری که در این میان به چشم می آید این است که مدیر در این ماجرا اشتباه عمل کرده است و خوب است آموزش و پرورش به جای اینکه تمام قد در پشت سر او بایستد او را نیز به خاطر کار اشتباهش تقبیح کند، زیرا اینطور دانش آموزان فکر نمی کنند که یک فرمانبری بیش نیستند و برخی معلم ها نیز ادعای فروامروایی.

موضوع دیگری که در این میان به چشم می خورد این است که ما خودمان یک موضوع را در بین جوانان تبلیغ می کنیم اما خودمان می خواهیم آنها آن را انجام ندهند . اگر نوجوانی بر اساس اقتضای سنی خود از هنرپیشه هایی که این قدر روی آن ها تبلیغ می شود تبعیت کند جای تعجب ندارد .زیرا این کار به شدت برای آن ها جذاب است.

مدیر باید بتواند مجموعه تحت کنترلش را به درستی اداره کند این مدیر مدرسه نیز باید کنترل این اتفاق را بر دست می گرفت و به دنبال پاسگاه و پلیس نبود.

اما مشکلی که در آموزش و پرورش کشور ما زیاد به چشم می خورد این است که این سیستم می خواهد بچه ها را طوری بار بیاورد که چشم و گوش بسته حرف مدیر و مسوولان مدرسه را بپذیرند، این ماجرا می توانست طور دیگری رقم بخورد اگر مدیر مدرسه تنها دستور می داد تا بچه هایی که مدل موهایشان را اصلاح نمی کنند وارد مدرسه نشوند این اتفاق به خودی خود تنبیه به حساب می آمد و می توانست بچه ها را بدون توسل به زور وادار به اصلاح موهایشان کند.

عضویت در کانال تلگرامی خبرگزاری موج