ایران از عصر پهلوی دوم تا به امروز از کشورهای مورد هدف سیاست‌های نظام سرمایه‌داری بوده و باید نسبت به راهکارهای دستیابی به این هدف شوم هوشیار بود.

به گزارش خبرگزاری موج، در پی امضای سند 2030 یونسکو و حواشی ایجادشده مختلف درخصوص آن و مخالفت صریح امام خامنه‌ای، عموم مراجع عظام تقلید و دانشمندان دانشگاهی، جمعی از دانشجویان، و تشکل‌های دانشجویی با صدور بیانیه‌ای مخالفت خود را با این سند اعلام کردند.

متن بیانیه:

بسمه تعالی

هرچند نظام سرمایه‌داری در قرن نوزده با اتکا بر تصاحب دستمزد کارگران، زنان و کودکان توسط سرمایه‌داران در درونِ اروپا شکل گرفت، اما جهانی شدن آن، بعد از جنگ جهانی دوم رخ داد.

مطابق با نظریۀ تالکوت پارسونز، در سرمایه‌داری بعد از جنگ جهانی دوم، کارگران، زنان و کودکان و البته مواد خام از کشورهای غیراروپایی و آمریکایی، از جمله خاورمیانه و آفریقا تأمین می‌شود و سرمایه‌داران باید در کشورهای بلوک غرب قرار داشته باشند. در این وضعیت، تنها حریف باقی‌مانده، بلوک شرق (کشورهای جهان دوم) و الگوی مارکسیستی حاکم بر آن بود.

به همین دلیل در دوران جنگ سرد، بلوک غرب برای پیروزی در این میدان، از اجرای برنامه‌های حاضر و آمادۀ «توسعۀ سرمایه‌داری» برای کشورهای توسعه‌نیافته و «جهان سوم» استفاده کرد تا بتواند بلوک شرق را از میان بردارد، در این راه، از نهادهایی ظاهراً بین المللی نظیر سازمان ملل بهره برد و دهۀ 1960 میلادی (1340 شمسی) را دهۀ توسعه سرمایه‌داری نام نهاد.

ایران، از عصر پهلوی دوم تا به امروز، از آن دست کشورهایی بود که مورد هدف برنامه‌های توسعۀ سرمایه‌داری قرار گرفت. شاه در جریان انقلاب شاه و مردم (1341)، دولت سازندگی با تعدیلات اقتصادی و فرهنگی، دولت اصلاحات با تلاش بسیار برای پیوستن به WTO و مواردی از این دست... دولت یازدهم در  کنار پیوستن به اجلاس داووس و تن دادن به قرارداد برجام و ابهامهای فراوانی که دربارۀ آن وجود دارد، سند بالادستی دیگری را نیز البته در خفا و به‌صورت پنهانی و با امضاء [ان‌شاءالله ناآگاهانۀ] معاونت اول ریاست جمهوری، تصویب کرده و وارد مراحل «اجرایی» کرده است.

هرچند سند «دستور کار 2030 برای توسعۀ پایدار» صرفاً معطوف به آموزش و پرورش نیست، اما بند چهارم آن، «آموزش باکیفیت»، در ایران مورد توجه قرار گرفته است. بررسی بندهای مختلف این سند نشان می‌دهد که این سند، با مبانی اسلامی و دینی ما سازگار نیست و اساساً با تبعیت از الگوهای نئولیبرالی، با منطق و راهکارهای توصیه‌شدۀ دینی منافات دارد.

اما آنچه مسئله را روشن‌تر می‌سازد، این است که این سند، در واقع تکرار همان برنامه توسعۀ سرمایه‌داری و اجرای الگوهای لیبرال دموکراسی در کشورهای به‌اصطلاح توسعه‌نیافته یا جهان سوم، البته این بار با تأکید بر کودکان و زنان است. مخالفت صریح و روشن مقام معظم رهبری (حفظه الله) با اجرای این سند و گلۀ ایشان از غفلت نیروهای متعهد داخلی، از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی، به‌خوبی نشان می‌دهد که ما بار دیگر درحال تکرار حوادث تاریخ معاصر ایران و اتخاذ یک تصمیم تاریخی دشوار هستیم.

بار دیگر نیروهای داخلی متعهد به جمهوری اسلامی یا به حاشیه رانده شده‌اند یا دچار غفلت هستند و همین امر سبب شده تا بار دیگر جمهوری اسلامی به‌سمت تبعیت از الگوهای لیبرال ــ دموکراسی کشیده شود. شاید به همین جهت است که «نئولیبرالهای» فعلی، مانند خطابه‌های پهلوی دوم دربارۀ مرتجعین سیاه در جریان انقلاب سفید یا مانند نسبتهای ناروایی که «لیبرالهای» گذشته به سید شهیدان اهل قلم در دوره‌های گذشته می‌دادند، دائماً مخالفین برجام، سند 2030 و دیگر اسناد مشابه را با القابی نظیر «مرتجع»، «بی‌شناسنامه» و نظایر آنها خطاب می‌کنند، با این تفاوت که با توجه به محتوای سند و راهکارهایی که صریحاً برای آموزش امور جنسی به کودکان زیر 10 سال بیان شده، مشکلات ناشی از اجرایِ آن، مستقیماً ناظر به «مسائل جنسی» و تربیتی کودکان و زنان خواهد بود و ظاهراً این بار لیبرال‌دموکراتها قرار است کودکان ما را طعمۀ منفعت‌های اقتصادی و سیاسی خویش کنند.

ما جمعی از دانشجویان، اساتید و تشکلهای دانشجویی به‌دلایلی که اجمالاً ذکر شد مخالفت خود را با سند 2030 اعلام می‌کنیم و متقابلاً خواستار برخورد مراجع ذی‌صلاح با این سند می‌باشیم.

جمعی از دانشجویان، اساتید و تشکل‌های دانشجویی سراسر کشور

 

 

عضویت در کانال تلگرامی خبرگزاری موج