گذشت بیش از پنج سال از بحران داخلی سوریه و تاثیر روانی جنگ و آوارگی بر مردم این کشور، آینده سوریه را با نگرانی های بسیاری مواجه کرده است.

به گزارش خبرنگار بین الملل خبرگزاری موج، موج خیزش های مردمی در کشورهای عربی شمال آفریقا در اوایل سال ۲۰۱۱ به سوریه رسید. در شرایط سوریه به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک و ژئوپلیتکش در خاورمیانه، مورد توجه کشورهای غربی و منطقه ای مخالف دولت دمشق قرار گرفت اما کمتر کسی گمان می برد که بی ثباتی ها و بحران بیش از پنج سال در این کشور به طول انجامد. بحرانی که در نتیجه آن از جمعیت ۲۳ میلیون نفری سوریه ۷٫۶ میلیون نفر آواره شدند که معادل چهل درصد کل جمعیت این کشور است و بیش از ۲۲۰ تن جان باختند. طبق آمار ارائه شده سازمان ملل، بیش از از چهار میلیون نفر از آوارگان سوری در کشورهای خاورمیانه پراکنده شدند که باعث شد فاجعه ای به مراتب بدتر از نسل کشی بیست سال قبل رواندا، در میان مردم سوریه رخ دهد. این در حالی است که بیشتر پناهندگان سوری به اردن و لبنان روی آورده اند. چنانکه از هر پنج نفر ساکن لبنان، یک نفر پناهنده سوری است. همچنین بیش از ۱٫۶ میلیون نفر هم به ترکیه پناه برده اند. ضمن آنکه از مجموع چهار میلیون پناهنده سوری، بیش از ۱٫۶ میلیون نفر آن ها کودک هستند. کودکانی که مجبور به ترک مدرسه شدند و در معرض شدیدترین آسیب های روانی و جسمی قرار گرفتند. علاوه بر این، عراق به رغم تجربه امنیت در دوره کوتاهی پس از حمله آمریکا به این کشور، دو سال قبل دچار مشکلاتی شبیه آنچه در سوریه به وقوع پیوست، شد. فروپاشی ارتش، حضور نظامیان خارجی، نسل کشی، از بین رفتن زیرساخت ها و آوارگی مردم این کشور همگی از تبعات ظهور گروه بنیادگرای داعش در بحبوبه اختلافات سیاسی عراق بود. بر این اساس، عراق با ۲٫۲ میلیون آواره، بعد از سوریه، در رتبه دوم بیشترین دارندگان آواره خاورمیانه قرار گرفت. از این تعداد سه چهارم آنها وارد منطقه خودمختار کردستان در شمال این کشور شدند. ضمن آنکه ده ها هزار آواره عراقی که در دهه اول قرن بیست و یک به سوریه پناه برده بودند، نیز به خیل بی خانمان های این کشور افزوده شدند. پناهندگان عراقی نیز مانند آوارگان سوری، ترکیه، اردن و لبنان را به عنوان محلی امن برای زندگی انتخاب کردند. هرچند که به دلیل تعداد زیاد پناهجویان، کشورهای میزبان ضمن مخالفت با این روند، با معضل تامین هزینه های این افراد نیز مواجه شدند. در این راستا کشورهای مقصد با گستره ای از مشکلات از جمله اقتصادی، اجتماعی، سیاسی-امنیتی و زیست محیطی روبرو هستند.  اولین معضل پیش رو، مسائل اقتصادی است. کشور میزبان که با سیل جمعیت جنگ زده روبرو می شود، در ابتدا باید امکانات اسکان و بهداشت این افراد را تهیه کند. علاوه بر این مساله، تهیه زیرساخت های آموزشی یکی دیگر از مهمترین نیازهای این گروه هاست. تدارک این موارد، هزینه قابل توجهی بر دوش کشور میزبان می گذارد. ضمن آنکه ارسال مواد غذایی و کالاهای اساسی به پناهجویان، می تواند منجر به افزایش قیمت و یا کمبود کالا در این کشور شود. معضل دیگری که در نتیجه حضور پناهجویان گریبان کشور مقصد را می گیرد، در بعد اجتماعی قابل پیگیری است. این موضوع به ویژه زمانی که بین فرهنگ و عقاید دو کشور اختلاف وجود داشته باشد، قابل تامل است. زیرا حضور پناهجویان می تواند به منازعات اجتماعی و تضاد فرهنگی در کشور میزبان منجر شود. همچنین در کشورهایی که ملت از گردهم آمدن اقوام مختلف شکل گرفته است، ورود آوارگان کشور درگیر جنگ، گاهی باعث برهم خوردن توازن قومی و به وجود آمدن درگیری های قبلیه ای شود. این اتفاق بیشتر در کشورهای آفریقایی قابل مشاهده است. از دیگر معضلات اجتماعی حضور پناهجویان در کشورهای میزبان، گسترش پدیده خودفروشی زنان آواره برای تامین نیازهای مالی، تولد کودکان تک والدینی و افزایش چشمگیر مقوله تجاوز حتی در میان مردم کشور میزبان است. در این رابطه در سال ۲۰۱۰ سازمان ملل آماری منتشر کرد که نشان داد بیش از یک سوم از ۱۲۰۰ تجاوز جنسی علیه زنان در کنگو، در کشورهای پناهجو صورت گرفته است. ازدواج مردان کشور میزبان با زنان آواره به خصوص در جوامعی که قوانین اجازه ازدواج مجدد و چند همسری را به مردان می دهد، از دیگر مشکلات اجتماعی قابل ذکر است. زیرا پدیده ازدواج با زنان آواره می تواند به طور مستقیم اثرات سوئی بر خانواده های کشور میزبان بگذارد به گونه ای که منجر به از هم پاشیدگی این خانواده ها شود. گسترش حلبی آبادها در حاشیه شهرها و رشد پدیده شهرنشینی از دیگر مشکلات اجتماعی است. پناهجویان تلاش دارند برای گذران زندگی وارد شهرهای بزرگ و دارای امکانات کار شوند. موضوعی که در نهایت باعث توسعه ناموزون و بدون برنامه ریزی شهرها و زشت شدن چهره شهر در نتیجه وجود خانه های کپرمانند می شود. استانبول ترکیه در حال حاضر بر اثر ورود آوراگان سوری از چنین مشکلی رنج می برد. معضلات مربوط به ابعاد سیاسی-امنیتی هجوم پناهجویان به کشور همسایه را باید در، احتمال ایجاد تنش بین کشورهای هم مرز، گسترش اندیشه های تندرو و توزیع سلاح در میان پناهجویان، سربازگیری گروه های اپوزیسیون زیر زمینی از میان آوارگان فقیر و افزایش هزینه های تامین امنیت خلاصه کرد. تخریب محیط زیست به شکل سوزاندن درخت ها برای پخت و پز و گرما، آلودگی آب و طبیعت از دیگر مضرات حضور پناهجویان جنگ زده در یک کشور محسوب می شود. اما واقعیت آن است؛ در کنار آسیب هایی که جنگ داخلی به طور غیرمستقیم به کشورهای همسایه از طریق ورود پناهجو وارد می کند، کودکان و آینده سازان کشور درگیر جنگ بیش از همه، متضرر خواهند شد. آنها در آینده نسل بزرگسال بیسوادی را تشکیل خواهند داد که در لابه لای آسیب های روانی ناشی از ترس و عدم امنیت، تبدیل به نیروی کار بی مهارتی می شوند که به طور حتم به جز کارگری ساده، قادر به انجام کار دیگری نخواهند بود. ضمن آنکه بسیاری از آن ها خاطره تلخ تجاوز، انجام کار اجباری در سنین پایین، بی پناهی، از دست دادن خانواده و سو هاضمه را ذهن دارند. علاوه بر این، دختران زیادی در این میان مجبور می شوند زیر سن قانونی برای تامین زندگی خود، دست به ازدواج هایی سراسر رنج بزنند. تمامی این موارد در کنار هم، می تواند آینده کشورهایی همچون سوریه و عراق را با تیرگی روبرو کند. از این رو به روشنی می توان دید، نسل آینده مردم سوریه و عراق، با مشکلاتی همچون فقر فرهنگی و اقتصادی، ناامنی اجتماعی، ناهنجارهای رفتاری و شخصیتی و در کل عقب ماندگی گره خورده است.