سرویس بین الملل - ارتش ترکیه در نقض تمامیت ارضی سوریه چهارشنبه گذشته نقطه صفر مرزی را نادیده گرفت و وارد خاک این کشور شد که به گفته کارشناسان این عملیات در سالگرد حمله ارتش عثمانی به شام صورت گرفته است.

به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری موج به نقل از السفیر، عملیات نظامی روز چهارشنبه گذشته ترکیه در اوج خوشبینی نسبت به تغییر مواضع آن در قبال بحران سوریه، نشان داد که چرخش مواضع آنکارا محال است مگر با هماهنگی و چراع سبز آمریکا و برای هزارمین بار و البته این بار به شکل علنی به حمایت ترکیه از تروریست ها مهر تایید زده شد. بنابر این گزارش، چرخش ترکیه که خیلی ها در مورد آن سخن می گویند عاقبت عملی شد و معلوم شد که در واقع «عدم چرخش» است. ترکیه چهارشنبه گذشته را برای حمله به سوریه انتخاب کرد؛ روزی که مصادف با پانصدمین سالگرد جنگ مرج دابق در سال ۱۵۱۶ بود. درآن جنگ سلطان سلیم اول پیروز شد و شام را به اشغال در آورد و البته اگر خیانت «خیر بک» نبود جنگجویان عثمانی نمی توانستند سرزمین شام و سپس مصر را اشغال کنند. اکنون هیچ چیز با گذشته تفاوتی پیدا نکرده است، ترک ها سلطان جدید به نام رجب طیب اردوغان را جایگزین سلطان سلیم اول کردند و به جای خیر بک اکنون ارتش آزاد و سلطان مراد و نورالدین زنکی ایفای نقش می کنند.به هر حال جنگ مرج دابق د شرایطی بسیار پیچیده و مبهم در ابعاد مختلف رخ داد عملیات ترکیه موسوم به «سپر فرات» در بحبوحه تحولاتی رخ داد که به ظاهر از نزدیک شدن روابط ترکیه – روسیه و ترکیه- ایران حکایت داشت و بسیاری امیدوار بودند که این نزدیک شدن روابط موجب چرخش مواضع ترکیه در قبال بحران سوریه شود.در این خصوص باید به نکات زیر توجه داشت: اول: اظهارات بن علی یلدریم نخست وزیر ترکیه و نیز نعمان قورتولموش معاون او درمورد آمادگی برای انعطاف مواضع در قبال سوریه و جایگاه بشار اسد در روند حل و فصل بحران سرویه و اظهارات قورتولموش مبنی بر اینکه تمام گرفتاری ها و بدبختی های ترکیه ناشی از سیاست آن در قبال سوریه است، موجب خوشبینی در فضای عمومی شد. دوم: اما روند امور به این شکل نبود. اردوغان تمام این مدت سکوت اختیار کرد بر این اساس که حرف آخر را او می زند، سکوت او معنا دار بوده و نقشه های پنهانی را در دل خود جا داده بو و در این مدت چند بار شاهد اظهارات ضد و نقیض ییلدریم بودریم تا جایی که هیچ کس از واقعیت موضع ترکیه را با خبر نبود. بلاخره اردغان در کنفرانس مطبوعاتی با جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا لب گشود و گفت که اگر بشار اسد رئیس جمهور سوریه باشد، این کشور دموکراسی را نخواهد شناخت. به نظر نمی رسد با توجه به این موضع اردوغان بتوان گفت که احتمال دارد ترکیه با نقش اسد در آینده موافقت کند البته باید تاکید کرد که نه ترکیه و نه هیچ کشور دیگری حق ندارند به نیابت از ملت سوریه در مورد این کشور تصمیم بگیرند. یک روز پس از آن اردوغان اظهار داشت ترکیه به هیچ وجه ممکن نیست در مذاکرات با بشار اسد بنشیند.این اظهارات روشن تر از روز است. سوم: عملیات نظامی سپر فرات به منظور ترسیم مجدد نقشه سوریه حداقل در شمال آن صورت گرفت، اما پیش از آن باید گفت که این عملیات از نظر سیاسی به معنی تجاوز به سوریه و نقض حاکمیت آن است زیرا هیج نیرویی از داخل خاک سوریه به ترکیه تجاوز نکرده بود که آنکارا بگوید مورد تجاوز قرار گرفته است. در مورد شلیک راکت از سوریه به سمت ترکیه نیز همه این نمایش را می دانند و با خبرهستند که این راکت ها از کجا واز سوی چه کسی پرتاب می شود. هرچند بیانیه وزارت خارجه سوریه چندان محکم و متناسب با حجم تهدیدهای ترکیه نبود اما رسانه های سوری آن را تجاوز تمام عیار و فراتر از نقض حاکمیت اراضی سوریه دانستند. اثبات هزارباره حمایت ترکیه از گروه‌های مسلح سوریه چهارم: این عملیات برای هزارمین بار نشان می دهد که ترکیه پایگاه اصلی گروههای مسلح در سوریه است و اکنون برای نخستین بار به شکل علنی معلوم شد که چگونه این گروههای «مخالف» را به جلو می فرستد و در خاک و در پایگاههای خود میزبان آنان شده و سپس آنان را از طریق مرزها راهی خاک یک کشور دیگر یا همان سوریه می کند. علنی شدن دشمنی ترکیه با سوریه همچنین معلوم شد که ترکیه چگونه آنان را با تانک ها و نیروهای ترک جابجا می کند و البته این اقدام در طول یک شبانه روز صورت نگرفته و یا فقط حاصل سقوط چند روز پیش منبج نیست. ترکیه دیگر نقش مستقیم خود در بحران سوریه را پنهان نمی کند. پنجم: ترکیه هدف از این عملیات نظامی را پاکسازی جرابلس از داعش اعلام کرده است که این هدفی مشروع و قانونی است اما مبارزه با داعش در خاک سوریه طبق بیانیه وزارت خارجه سوریه نیازمند هماهنگی با دمشق است و این کاری است که ترکیه انجام نداد. دشمنی ترکیه با داعش، هرگز! البته ترکیه هیچگاه دشمن داعش نبوده است بلکه بر عکس حامی این گروه تروریستی و میزبان آن بود بنابراین باید پرسید حال چگونه ممکن است با گروهی که پشتیبان آن بود، وارد جنگ شود؟ با وجود تمام ادعاهای ترکیه، داعش حتی یک بار هم منافع این کشور را چه در داخل خاک آن و چه بیرون از آن هدف قرار نداد و جالب اینکه آنکارا داعش را عامل تمام حملاتی که اخیرا در ترکیه رخ داد، معرفی کرد در حالی که داعش هیچ یک از حملات را به عهده نگرفت و دلیل آن نیز ساده است و آن اینکه در انفجارهای آنکارا و غازی عنتاب گروههای کُرد هدف قرار گرفتند که هدف از آن به وحشت انداختن کُردها به دلایل مختلف بود از جمله اینکه در انفجار اخیر یک مراسم عروسی کُردی با حضور مسولان «حزب ملت های دموکراتیک » کُردی هدف قرار داده شدند. فراتر از این موارد اینکه یک روز پیش از عملیات نظامی ترکیه در جرابلس یک روزنامه ترک نام و آمار و مناطق استقرار داعش در سراسر ترکیه و غازی عنتاب را به تفسیر منتشر کرد تا جایی که برای یک شهروند ترک این سوال مطرح شد که آیا منطقی است که ما در مورد داعش چیزی را بدانیم که دولت نمی داند؟ مبارزه ترکیه با داعش دروغ است از همین رو غیرمنتظره نبود که تشییع کنندگان تلفات غازی عنتاب شعار «اردوغان قاتل است» سر دهند و دولت بلکه اردوغان را مسئول ا نفجار مزبور بدانند. اگر ترکیه در مبارزه با داعش و سایر گروهها جدی بود باید اول در داخل خاک خود و غازی عنتاب علیه آنان دست به کار می شد. تسلیم آخرین نقطه مرزی داعش به ترکیه بدون ریخته شدن یک قطره خون ششم: سپس نمایش جرابلس به تصویر کشیده شد تا مسخره بودن کارگردانی آن را برملا کند آن هم در حالی که ترکیه به تولید سریال های تلویزیونی معروف است، زیرا کارگردان این نمایش یک قطره خون را هم در این عملیات در نظر نگرفته بود حال آنکه داعش به وحشی گری و خونریزی معروف است بنابراین باید پرسید آیا منطقی است که کلید های آخرین شهری که در نقطه مرزی ترکیه برای داعش باقی مانده بود، بدون دفاع از «شرافت اسلام» و حتی بدون ریخته شدن یک قطره خون تحویل داده شود؟ بنابراین پرواضح است که این عملیات، نمایشی پوچ است و تروریست ها نه تنها از این شهر بیرون نرفته اند بلکه منتظر سلاح و غذا و خدمات درمانی هستند تا از این پس نبرد مشترک «جهادی» آنان آغاز شود. هفتم: دومین هدفی که ترکیه از عملیات نظامی خود اعلام کرد، اینکه با جلوگیری از تسلط کُردها بر جرابلس و منطقه ای که تا اعزاز امتداد می یابد، در صدد جلوگیری از روند تکمیل «کریدور کُردی» است. این هدفی است که از مدتها پیش مطرح بود اما آمریکا با آن مخالفت می کرد و به هر حال امروز ترکیه با استفاده از برخی شرایط در صدد عملیات مرج دابقی دیگر برآمد با این تفاوت که این بار از موارد زیر به نفع خود بهره برداری کرد: الف: استفاده از نزدیک شدن روابط با روسیه و ایران و فضایی که از تفاهم و چرخش مواضع فراهم شده بود تا دست کم عملیات نظامی در جرابلس با محکومیت شدید روبه رو نشود و در بین افکار عمومی نیز بازتاب کمتری داشته باشد به گونه ای که اینطور القا شود که این عملیات با موافقت قبلی مسکو و تهران و دمشق صورت گرفت و چه بسا آنان به اشتباه بودن امید داشتن به تغییر سیاست ترکیه در قبال سوریه و حتی نتایج خطرناک اشغال جرابلس و تحولات پس از آن پی خواهند برد. ب: برخورد نظامی بین ارتش سوریه و نیروهای دفاع کُرد در حسکه اشتباه بزرگی بود، زیرا ترکیه از آن برای القای این نکته بهره برداری کرد که ترکیه نیز مانند ارتش سوریه وارد مقابله با کُردها شده است و به منظور جلوگیری از پیشروی کُردها به سمت نقطه مرزی دست به اقدام نظامی زد و به این ترتیب ترکیه و سوریه دو متحد علیه دشمن کُردی هستند. این در حالی است که ترکیه است که تهدیدی مشترک علیه سوریه و کُردها به شمار می آید و کُردها با وجود تمام اختلافات تاکتیکی با سوریه یک موجودیت سوری به شمار می آیند و باید به جای درگیری به دنبال دستیابی به تفاهامت مشترک به منظور برطرف کردن نگرانی های حاصل از دخالت های خارجی باشند. ترکیه خط قرمز روسیه را شکست ج: ترکیه از نزدیک شدن روابط با روسیه برای شکستن خط قرمز روسیه مبنی بر ممنوعیت اقدام نظامی هواپیماهای ترک در خاک سوریه بهره برداری کرد و تا بیشترین میزان به سمت آمریکا گرایش یافت تا بتواند امتیازدهی های بزرگ واشنگتن را برای حمایت از عملیات نظامی و پشیبانی هوایی از آن به دست آورد زیرا این عملیات بدون چراغ سبز آمریکا امکان پذیر نبود. اکنون و با مشارکت نیروی هوایی ترکیه در علمیات جرابلس و پشتیبانی هواپیماهای آمریکا از آن، روسیه برای همیشه برگه وتو را باخت. آمریکا کُردها را قربانی تجدید روابط با ترکیه کرد واینجا بود که آمریکا با حمایت از عملیات نظامی ترکیه در خاک سوریه برخی دستاوردهای کُردهای سوریه را قربانی کرد تا روابط با آنکارا به روال عادی بازگردد به ویژه اینکه این عملیات با سفر بایدن به آنکارا همزمان شد. علاوه بر این آمریکا با حمایت از این عملیات در صدد است روند نزدیک شدن ترکیه به روسیه و ایران (تا این لحظه فرضی بوده است)، متوقف کند و چه بسا طرح منطقه حائل بهای خودداری آمریکا از تحویل گولن به ترکیه باشد. دستاوردهای ترکیه ترکیه با عملیات نظامی جرابلس اهداف زیادی را با کمترین قیمت محقق ساخت از جمله اینکه: الف: آنکارا توانست از تکمیل «کریدور کُردی» در سوریه جلوگیری کند. ب: ایجاد جای پا در شمال سوریه که بتواند از جرابلس تا اعزاز برای خود نقطه نفوذی فراهم کند به این معنی که در میز مذاکرات به عنوان یکی از طرف های موجود در داخل خاک سوریه و نه بیرون از آن حضور خواهد داشت و علاوه بر این با استفاده از این منطقه می تواند وارد عملیت نظامی گسترده تری به سمت منبج و الباب شود البته در صورتی که پشتیبانی هوایی آمریکا نیز با توجه به شرایط موجود وجود داشته باشد. همچنین از این منطقه امکان حمایت گسترده تری از مخالفان مسلح در شمال سوریه فراهم خواهد شد و به مثابه چشم ترکیه خواهد بود. ج: اردوغان با عملیات نظامی در جرابلس توانست وجهه خود را پس از کودتای نافرجام بهبود بخشد و به عنوان مردی که با وجود کودتا هنوز قوی است، جلوه کند و این چیزی است که اردوغان سخت نیازمند آن است. د: این وضعیت در مورد ارتش ترکیه نیز صادق است زیرا شاهد روند برکناری فرماندهان پس از کودتا بود و این عملیات موجب شد روحیه آن تقویت شود. آیا عملیات جرابلس برای اردوغان سراسر بُرد است؟ هـ: این عملیات با تایید همه گروههای سیاسی به جز کُردها روبه رو شد و به این ترتیب اردوغان تعصب ملی ترک ها را برای برخورداری از حمایت مردم به کار می گیرد و آن را در هرگونه همه پرسی و انتخابات آینده به ویژه در مورد ساختار ریاست جمهوری مورد بهره برداری قرار می دهد. با وجود تمام این دستاوردها، دخالت نظامی ترکیه برای نخستین بار در سوریه می تواند چنانچه روند حل و فصل جدی بحران سوریه آغاز نشود، به باتلاقی تبدیل شود که ترک ها را با خطرات بسیار و تهدیدهای جدید روبه رو کند که اکنون قابل پیش بینی نیست همانطور که هیچ کس این مسیر را که بحران سوریه تا کنون طی کرده است، پیش بینی نمی کرد. چرخش مواضع ترکیه محال است به طور خلاصه می توان در مورد عملیات نظامی ترکیه در خاک سوریه به موارد زیر اشاره کرد: اول: ترکیه عملیات نظامی در خاک سوریه را با واشنگتن هماهنگ می کرد نه ایران و دمشق و بی شک این عملیات موجب ناراحتی روسیه شده و نزدیک شدن محور ترکیه- روسیه- ایران را تحت تاثیر قرار می دهد و مهر تاییدی بر این است که چرخش مواضع ترکیه محال است و این کشور به دلیل ارتباط با ناتو ساسیت های خود را تغییر نمی دهد مگر با هماهنگی واشنگتن. دوم: طرح اردوغان مبنی بر باز پس گیری مرج دابق در منطقه شکست خورد و فقط همین یکصد کیلومتر را از آن خود کرد و اکنون با این عملیات به نظر می رسد هدف بعدی حلب باشد. سوم: آنچه ترکیه به آمریکا و متحدانش از یک سو و روسیه و ایران و سوریه از سوی دیگر می گوید، چیزی جز گمراه کردن و فریبکاری و نیز توهم نیست، از همین رو محور مقاومت نباید محاسبات خود را بر اساس تغییر موضع ترکیه طراحی کند و دیگر اینکه باید در تعیین ماهیت خطراتی که این محور را تهدید می کند، به طور ریشه ای بازنگری کند. در این مورد باید در نظر داشت که نبرد مرج دابق نام نبردی است که در ۸ اوت ۱۵۱۶ میان عثمانی و مملوکان در نزدیکی حلب واقع در شمال سوریه رخ داد و در جریان آن عثمانی ها با فرماندهی سلطان سلیم اول و مملوکان به رهبری قانصو غوری وارد جنگ شدند که به شکست مملوکان منتهی شد و عثمانی ها تواسنتند حلب را فتح کرده و و در ادامه دمشق را نیز به تصرف در آورند و به سمت مصر پیشروی کنند که در نهایت منجر به به فروپاشی حکومت مملوکان شد.